نافخ نارى : دمندهء آتش . ( لغتنامه )
نسق خانه : ادارهاى كه نسقچيان در آن گرد مىآمدند در دورهء صفويه نسقچيان به افراد فوجى نظامى كه مأمور ايجاد نظم و نسق در حوزهها بودند و غالبا پيشاپيش سياه حركت مىكردند و جامهء سرخ مىپوشيدند اطلاق مىشد . و در دورهء قاجاريه به فراش مأمور تنبيه و سياست و مير غضب گفته مىشد . ( معين )
نهمت : قصد و اراده كردن بر چيزى ، همّت بستن . ( غياث اللغات )
وحل : گل و لاى . ( غياث اللغات )
وسايد : وسايد ، نازبالش . ( لغتنامه )
وفود : پيامآورى ، رسالت . ( معين )
هوان : خوارى ، بىعزتى . ( غياث اللغات )
هطلان : اشك ريختن . ( لغتنامه )
همهساله : هميشگى ، در زمان صفويه نام قسمى مواجب و مقررى بوده است .
( لغتنامه ) آنچه كه هر سال انجام مىگيرد . برات همهساله : براتى كه هر سال به همان منبع شخص واحد از عايدات حواله مىگردد و ارزش آن بسيار بود از آن كمارزتر « يكساله » بود يعنى براتى كه ساليانه تجديد مىگشت . ( القاب و مواجب 121 )
هميشه كشيك : مفهوم هميشه كشيك كه تحت عنوان تفنگچيان و توپخانه آمده است ممكن است آن باشد كه از افراد اين دو صنف در تقويت نگهبان دروازهء مخصوص كاخ استفاده مىشده است . معنى دقيق اين اصطلاح هنوز مورد ترديد است . ( سازمان ادارى ، ص 57 ) در عباسنامه ص 94 ، به عنوان جماعت هميشه كشيك كه پيوسته بر دربار جاه و جلال و اقبال مثال حاضر مىباشند » ياد شده است .
هودج : كجاوه . ( غياث اللغات )
هيمان : شيفته - تشنه ، سرگشته . ( لغتنامه )
يرتاول يورتاول : جمعى كه به تعجيل و ايلغار اسب رانند . ( سنگلاخ )
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 726
مساهمون: محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
ص٧٢٦