تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
صفات حميده زياده بر آنچه مركوز خاطر بود ، واجب گرديد و يكى از جمله صفات خجسته و اطوار پسنديدهء آن محيى مراسم صاحب قرانى كه محمود همگنان و محسود خواطر پير و جوان گشته ، نوازش سلطنت پناه ندر محمد خان و تفويض ملك بلخ و سير محال تركستان است كه با آنكه آن ملك دلگشا بىارتكاب مكنت و مشقّت در حيطهء تسخير و تصرف جنود مسعود درآمده بود ، بنا بر رعايت سلطنت پناه مشار اليه و اطفاى نواير فتنه و فساد از سر آن مطلب عظمى به نيروى همّت و الا برخاسته آن ملك وسيع را بر سلطنت پناه مزبور مسلم داشتند ؛ لهذا زبدة الاقران و الامثال شاه قلى بيگ ولد مقصود بيگ ناظر سابق بيوتات را كه از طرزدانان رسول سفارت است روانهء خدمت و الا و محفل معلى فرموديم كه نبذى از مراتب دوستى و شمه‌اى از روابط يكتادلى را كه پيشنهاد باطن صدق مواطن است ، به زبانى گزارش دهد و سلسله‌جنبان موالات قديم كه از به دو طلوع و ظهور اين دو دولت عظمى مانند خورشيد و ماه جهانى را به نيروى معاضدت يكديگر ، قرن ضيا و بها داشته‌اند گردد . و چون حجب مغايرت و تتق منافرت به تحريك نسيم وفاق و اتفاق بالكليه مرتفع گرديده به همه جهت طرق مباينت و بيگانگى مسدود است و در اين مدت هميشه همّت و الا بر استبقا و استدامت اين معنى كه استرضاى خالق و خلايق در ضمن آن مندرج است ، مصروف و معطوف و پيوسته مراعات اين مراتب كه موجب رفاه حال كافهء رعايا و براياست مطمح نظر خيريت اساس بوده مناسب چنان مىدانند كه شطرى از مخزونات خاطر در معرض اظهار و اعلان آيد . بر خاطر دريا مقاطر كه مطرح اشعهء لمعات قدس است ، واضح و لايح خواهد بود كه از آنجا كه همواره همّت سلاطين معدلت‌آيين بر تعمير بيت العمور دوستى و ولا مقصود مىباشد ، ديدهء دوربين همّت بلند و نيت ارجمند از امعان جزئيات پوشيده در تأكيد و تشييد اين بناى الهى به جهت ابقاى ذكر جميل كوشش مىفرموده‌اند ، اگر نظر بر روابط پدر فرزندى نموده خرابهء قندهار را به اين فرزند صداقت كيش صدق‌انديش تفويض نمايند و در تسخير ملك فسيح‌الفضاى و دوستى جاويد كه به مرور دهور و تصاريف ايّام از تطرق خلل و نقصان مصون و مأمون خواهد بود كوشيده چنان كنند كه به معمارى راى رزين آن خسرو عدالت‌آيين اين بناى رفيع اساس صورت تشييد و ترصيص يافته ساكنان
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 707 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى