أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً »
سيّد ثقلين پيشواى خافقين :
محمد كازل تا ابد هر چه هست * ز آرايش نام او نقش بست
و بر آل و اولاد اطهار و اصحاب كبار او ما دام الليل و النهار باد ، و بعد بر مرآت خاطر و الا و آيينهء ضمير معلى محجوب و مستور نخواهد بود كه هر نعمتى از نعماى بىمنتهاى الهى را شكرى خاص است كه بدون اتيان آن از عهدهء شكرگزارى و سپاس دارى آن احسان بر آمدن متعسر بل متعذر مىنمايد . چنانچه شكر اعطاى نعمت و ثروت و مكنت به بذل و انفاق و نوازش ارباب حاجت صورت مىبندد ، اداى شكر بيرون از قياس سلطنت عظمى و دارايى كبرى مقصور بر آن است كه با وجود اشتغال اشغال جهانبانى و تكثر و توفر دواعى ملكرانى پژوهش احوال سپاهى و رعيّت نموده ساكنين قاطنين هر ملك را به ديدهء بيناى تفقد و نوازش نموده در انتظام حال و انشراح بال و آن گروه كه مستحقين ايثار نفوذ رعايت و مراقبتاند ، بذل جهد به تقديم رسانيده ، ربقهء جهانبانى را از شغل و منت اين دين الهى سبكبار سازند و چون از روزى كه كاركنان بارگاه كبريا قبض و بسط اقليم ظاهر را در قبضهء كفايت و درايت اين محتاج عنايت الطاف الهى گذاشتهاند بنا بر فسحت و وسعت ممالك محروسه و مشغولى به ساير اشغال ضرور به تنظيم و تنسيق ملك خراسان بر حسب دلخواه صورت انجام نيافته بود ، در اين ايّام خجسته آغاز فرخنده فرجام شوق زيارت آستانهء مقدسهء منورهء مطهرهء رضيهء رضويه و على ساكنها - الف الف السلام و تحيه - سلسلهجنبان گشته الويهء دولت و اعلام نصرت از مقر اقبال و موطن جاه و جلال به قصد احراز اين سعادت در حركت آمد كه هم ديدهء شوق از كحل الجواهر خاك اين آستان عرشنشان نور و ضياء فزايد و هم غنچهء آمال ساكنان آن ديار از هبوب نسيم عنايات شامله بروجه دلخواه گشايد و بنا بر قرب جوار و تأسيس مبانى اتحاد آبا و اجداد عالىتبار والامقدار بر ذمت همّت حقشناس واجب و لازم نمود كه استعلام احوال آن متكى ارايك سلطنت عظمى و جالس سرير دارايى كبرى نموده در ترصيص مبانى خلت و صداقت قديم كوشش نمايد و تشييد اين بناى گردون اساس كه به محض اقتدار و تأسى به سنّت سنن سنيهء سلاطين سلف و به روابط دوستى آباى خلف از مفترضات و متحتمات بود ، بنا بر تجلى ذات حميده صفات آن پادشاه والاتبار ، به زيور