ممالك طرفين در اين بيت الامان از نوايب دوران و تابش آفتاب حوادث قرين در اين زمان به عافيت و رفاهيّت و امان باشند ، على مرّ الدهور و الزمان قرين الطاف ملك منان و مورد دعاى پير و جوان خواهند بود . ( قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 313 ؛ عباسنامه ، ص 98 ) .
ص 475 س 17
بعد از فتح قلعه نامهاى است كه شاه عباس دوم به پادشاه هندوستان توسط شاه وردى بيگ ارسال داشته است .
« گوهر الفاظى كه جوهرى انديشه را زيور اكليل مقال داند ، و لعل آبدار معانى كه صيرفى ادراك نكتهسنجان به نقود شادباش و آفرينش ستاند ، شايستهء آن توان بود كه كرسى بلندپايهء سخن را بدان جواهر زواهر ترصيع داده نام نامى و اسم سامى به القابه را بر آن مسند و الا نشانيد و ازهار هميشه بهار يكتادلى را به مشكاندود ساختن آن سرير گردون نظير از تنسم نسيم اعلان و اظهار بر اطراف بزم دوستى و ولا افشانند كه از شميم عنبرآگين اين رياحين دماغ بهشت شناسان گلشن و داد تازه و صفير عندليب ارتباط و اتحاد قديم بلندآوازه گردد . و للّه الحمد و المنة كه اگر چه به حسب ظاهر فايت نعمت نعم البدل مجالست و ادراك صحبت است ، اما پيوسته در عالم معنى ابواب اين بوستان بر چهرهء قلوب دوستان گشاده و اسباب مكالمهء غايبانه كه به سفارت نامه و زباندانى خامه حاصل مىگردد آماده است . اميد كه همواره شاهراه اتحاد باز و دست حصول مآرب بر اين بوستان بىخزان دراز باد .
بعد از انطباع نقوش مودت و ولا بر مرآت ضمير خورشيد ضيا كه از اشراقات غيبى مستضىء و مستنير است ، بر لوح ابلاغ مىنگارد كه چون از آغاز عروج دارايى ايران و ارتقاى مدارج عنايات حضرت رحمان پيوسته و در خاطر حقشناس و ضمير حقانيت اساس مركوز بود كه ديدهء شوق را از خاك آستانهء مقدسهء منوره عرش درجهء سدره مرتبه روشن سازد و بنا بر كثرت مشاغل جهانبانى و شواغل گيتىستانى از احراز اين سعادت عظمى و عطيهء كبرى محروم بود . در اين ايّام سعادت انجام كه از مهام كلى و جزئى آن حدود بالكليه فراغت حاصل گرديد ، مناسب چنان نمود كه رقبهء همّت والانهمت را از
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 708
مساهمون: محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
ص٧٠٨