تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 710

مساهمون:

ص٧١٠
خورشيد نظير نخواهد شد و ولايات مزبور و ساير محال ممالك محروسه را متعلق به خود دانسته جدايى منظور نخواهد داشت . چون غرض انسداد ابواب گفت و گوى حاسدان اين ائتلاف و التيام ابد توأمان بود ، رفعت و معالى شاهوردى بيگ را روانهء خدمت و الا فرموديم كه حقيقت صدق‌انديشى و اخلاص كيش اين مخلص را به آن عم بزرگوار خاطرنشان نمايد . خورشيد سلطنت و اقبال از افق جاه و جلال طالع باد » . ( قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 418 ؛ عباس‌نامه ، ص 125 ) . ص 476 س 12 صورت فتح‌نامه « فرمان همايون شرف نفاذ يافت آنكه ، چون به مؤدّاى صدق انتماى :
« وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ »
از درگاه فتاح ذو المنن عمت نعمته به نام نامى و اسم سامى نواب همايون ما ، منشور باهر النور سلطنت و جهانبانى به طغراى غراى
« إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً »
طراز ارجمندى و پنج نوبت خلافت و صاحب قرانى در بسيط غبرا به صداى عالم‌آراى :
« وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً »
صيت سربلندى يافته از مدد لمعان انوار دولت عظمى و عنفوان ظهور آثار موهبت كبرى ظل اللهى ، پيش‌نهاد همّت و الا و قرارداد خاطر عليا آن است كه همواره به قلاوزى بخت بيدار و مشعله‌افروزى اقبال بىزوال پايدار سيار گلزار انتشار دين مبين و بهره‌مند ارشاد ساكنين قاطنين روى زمين به طريق ملت بيضاى طاهرين گشته به عون عنايت دادار داور متوجه اعلاء اعلام فتح و ظفر در اقطار عالم و به انوار معدلت بلا منتها روشنىبخش ظلمتكدهء خاطر بنى آدم كرديم و للّه الحمد كه هميشه به موجب دلخواه احباى دولت ابدى جنود غيبى وجود مكارم مقدمة الجيش مرادات دو جهان و قهرمان ارادات جهانگيرى و كشورستانى ما بوده و اعادى دين و دولت منكوب و مقهور و يوما و فيوما فتوحات بىاندازه مقهور و ميسور مىگردد . چنانچه انموذجى از آن فتح حصن حصين دار القرار قندهار است كه حاكم آن در زمان نواب خاقانى رضوان مكانى شاه باباام - انار اللّه برهانه - حصارى بدان حصانت و متانت