تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
در جنب دارالشفا ساخته و نصب شده است . صاحب زينت المجالس مىنويسد : « چون ساعتى از روز گذشتى خروس چوبين بر غرفهء آن عمارت نصب است در گردش آمدى و در اين زمان خلل پذيرفته است » . براى آگاهى بيشتر رك : زينت المجالس ، ص 234 و ، ص 777 به بعد ؛ كاشان در آيينه گذشته و حال ، ص 128 . ص 380 س 11 نام وى محمد و ملقب به « داراشكوه » ، فرزند ارشد شاه جهان از ارجمند بانو ملقب به ممتاز محل بود كه در سال 1024 ه . ق . متولد شد . نزد استادان معروف عهد خود ادب فارسى و هندى را آموخت و در خط شاگرد عبد الرشيد ديلمى خواهرزادهء ، مير عماد بود . در زمان پدر زمام امور را در دست داشت ، امّا اورنگ زيب برادر كوچكش بر وى خروج كرد و در جنگ او را شكست داد و دستگير كرد و از فقها دربارهء الحاد او فتوى گرفت و در سال 1069 به قتل رسانيد . داراشكوه ، اگر چه اديب ، شاعر ، خطاط ، اهل ذوق و تفكر و سلطان و سلطان‌زاده بود ، با مشايخ و علما و عرفاى هند و مسلمان آميزش داشت . به ملّا شاه بدخشانى ارادت مىورزيد و با سعيداى سرمد دوستى داشت . و چون سلسلهء ملّا شاه و ميان شاه ميرلاهورى به طريقهء قادريّه منسوب بود ، ازاين‌رو در شعر « قادرى » تخلص مىكرد . رساله‌اى در توحيد شطحيات اهل يقين نوشته و آن را حسنات العارفين نام كرده است . حق‌نامه ، مجمع البحرين ، سفينة الاولياء ، سكينة الاولياء ، از جمله آثارى است كه از وى به يادگار مانده است . داراشكوه به زبان سانسكريت هم آشنايى داشت و كتابى به نام سر الاسرار از زبان سانسكريت به زبان فارسى ترجمه نموده است . ديوان وى به نام اكسير اعظم شامل اشعار و رباعيات است .
جهان چيست ماتم‌سرايى در او * نشسته دو سه ماتمى روبه‌رو
جگر پاره‌اى چند بر خوان او * جگرخواره‌اى چند مهمان او
* * *
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 701 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى