يابد . قيامهاى ملى را سركوب و نظمى در مملكت ايجاد كرد ، تاتارهاى كريمه و قزاقها را از آزوف بيرون راند . با دولت لهستان قرارداد صلح امضا نمود و به صلح ايران بر اساس قرارداد قصر شيرين وفادار ماند و از نفوذ مسكو در درياى سياه جلوگيرى كرد ، امّا اصلاحات قره مصطفى خوشايند رجال دولت و والده سلطان نبود . به زودى مخالفان اصلاحات و آنان كه منافع خود را در خطر مىديدند جبههء متحدى بر عليه وى درست كردند و تحريكات همهجانبه بر عليه وى آغاز شد . افرادى كه حقوق و مستمرى آنان در اثر اصلاحات قره مصطفى كاهش يافته بود به مخالفان پيوستند . حسين پاشا والى حلب با سپاهى مركب از سگبان و ضاريجه بر عليه حكومت مركزى و اصلاحات قره مصطفى قيام نمود و سپاه خود را به سوى استانبول كشيد . عصيان حسين پاشا سركوب و لشكريانش تار و مار شد ، ولى مخالفتها همچنان ادامه داشت . در سنجاق ، تكهقنهاوغلى به قصاص خون پدر علم ياغىگرى برافراشته بود در ، آناتولى و بغداد نيز وضع بحرانى بود . مخالفان از طريق حسين افندى معروف به جنجى افندى به تدريج نظر سلطان ابراهيم را نسبت به اصلاحات صدر اعظم برگرداندند و سرانجام قره مصطفى از صدارت عزل گرديد . قره مصطفى كه مىرفت اصلاحات اساسى اجتماعى و ادارى در پيكرهء امپراتورى عثمانى ايجاد نمايد در روز 16 شعبان 1504 / 31 ژانويه 1646 اعدام گرديد و به جاى وى محمد پاشا به صدارت رسيد . با مرگ قره مصطفى شيرازهء حكومت به هم ريخت ، فساد ، رشوه خوارى ، ناامنى ، سراسر امپراتورى عثمانى را فرا گرفت .
حكام و واليان دم از استقلال زده دست به شرارت و تجاوز به حقوق مردم زدند ، در اين ميان ظلم و ستم و هوسبازى و خوشگذرانىهاى سلطان حد و مرزى نداشت و به همين جهت تودهء مردم سلطان را « دلى ابراهيم » ، يعنى ابراهيم ديوانه خطاب مىكردند .
رفتار ناهنجار سلطان ابراهيم چنان بود كه سرانجام مردم را به عصيان واداشت و ينىچريان و سلطان و ساير رجال دولت ، سلطان ابراهيم را در قصر خود زندانى كردند و فرزند هفت سالهء وى شاهزاده محمد را به حكومت برداشتند و به فتواى شيخ الاسلام ، سلطان ابراهيم را خفه كردند . ( 28 رجب 1058 / 18 اوت 1648 )
سلطان ابراهيم به دليل آنكه سالهاى طولانى در زندان به سر برده بود از حالت روحى
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 698
مساهمون: محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
ص٦٩٨