به افسر سربلندى اين امتياز ممتاز و سرافراز گردد و الّا در موقف مؤاخذه و بازخواست به ازاى جرايم و زلات بىقياس به جزا و سزاى خود رسد . و ايلچى اسفنديار خان در هنگامى كه مهر درخشان افق جهانستانى بر در و ديوار گلزار همدان تابان بود ، در شهر جمادى الآخر « 1 » اواخر اين سال فرخنده مآل به آستان گردونشأن رسيده ابو الغازى سلطان را مانند گنهكاران به نظر آفتاب اثر شهريار هفت كشور رسانيد و آن حضرت به مقتضاى مروّت جبلى و عاطفت ذاتى گناهان او را محو و منسى شمرده گرد ملالى كه بر جبين خجالت و انفعال داشت به آستين تفقّد و مهربانى زدود و بعد از چند روز كه بر سر خوان عواطف بىكران و مراحم بىپايان به انواع موايد خوشدلى و شادمانى « 2 » ميهمان بود ، خوانسالار نعم الوان الطاف بىپايان به موجب فرمان لازم الاذعان سفرهء كامبخشى وى را در دار السلطنهء اصفهان مهيّا و آماده نموده يكى از طرزدانان رسوم و آداب مهماننوازى [ 20 ] در قلعهء طبرك « 3 » اصفهان ابواب رفاه حال و فراغ بال بر روى روزگار وى گشود و خدمتش را از راه اعزاز و احترام به آن قلعهء سپهر احتشام رسانيده تا معاودت اعلام ظفر فرجام مراقب حال وى گرديد . « 4 »
بيان سوانح مختلفه و قضاياى متنوّعه كه در اواخر اين سال در اطراف ممالك محروسه به وقوع انجاميد و اخبار سنوح آن به دربار اقبال رسيد
چون به مقتضاى فرمان فرمان فرماى قضا و « 5 » قدر قاعدهاى است مقرّر كه چمنآراى گلزار روزگار در آغاز بهار سلطنت پايدار پادشاهان گردون اقتدار كه
هامش
( 1 ) . م : جمادى الآخره .
( 2 ) . الف ، ب : « به انواع . . . شادمانى » ندارد .
( 3 ) . قلعهء طبرك : قلعهء قديم در شمال شرق اصفهان ، بيرون دروازه در دشت كه ويرانههاى آن هنوز موجود است . در عهد صفوى جباخانهء اصفهان در طبرك بود . ( دايرةالمعارف فارسى )
( 4 ) . الف ، ب : گردند .
( 5 ) . الف ، ب : « قضا و » ندارد .