تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
قرين ، قيامت خفته را بيدار و شور يوم النشور را پديدار مىكند « 1 » . و توپچيان كماندار به شعلهء آتش دستى توپهاى كوه صلابت اژدر مهابت را به تخريب بنيان جمعيّت مخالفان روان مىسازند . و تفنگچيان قدرانداز به مهره تفنگ گره سرهاى گردنكشان زياده‌سر را از هم گشاده به قعر سجين مىفرستند . تيغ يمانى بنياد سرافشانى نموده ، رمح دراز دست طريق جان‌ستانى به معركهء ميدان مىپيمايد و تير عقاب پر از چله خانهء كمان به پرواز آمده چون مغز در استخوان جگرداران جاى مىگيرد « 2 » و كمند شصت خم سر به دنبال فراريان معركهء قتال و جدال « 3 » نهاده بسيارى از ايشان را به خاك و خون مىكشد . و در اثناى اشتعال « 4 » نايرهء قتال و جدال « 5 » فوجى از بخت‌برگشتگان قيتاق « 6 » و داغستان به اتّفاق الغ و ساير سركردگان از ميمنهء اعادى به هيئت اجتماعى بر ميسّرهء سپاه ظفر پناه تاختن آورده با عساكر ظفرنشان دست و گريبان مىشوند و غازيان جان فشان به جرأت شير ژيان و حدّت تيغ و سنان دم تيغ جگردارى آن بخت‌برگشتگان را در هم شكسته گريزان و هراسان به معسكر خويش مىپيوندند . و چون از توپهاى جان‌ستان اجل‌پران و از تيغ و سنان بهادران مرگ ناگهان در دنبال خود مىبينند صرفه در ثبات و قرار در معركهء كارزار نديده با جمعهم رخت ستيز و آويز به وادى « 7 » هزيمت و گريز مىكشند . و جنود ظفر ورود طريق تعاقب آن طايفهء مردود پيموده « 8 » در همان روز رگ جان بسيارى از فراريان را به نيشتر تيغ و سنان مىگشايند . و هم در آن روز قيتاق « 9 » برادر الغ كه از نام‌آوران داغستان بود به بلدى تيغ غازيان ظفرنشان طريق عدم پيموده نسيم فتح و فيروزى بر « 10 » پرچم اعلام عساكر ظفر احتشام مىوزد . القصه ، بعد از اشتهار و انتشار اخبار اين فتح نامدار در اقطار امصار و ديار حاجى منوچهر خان حقيقت اين فتح ارجمند را مصحوب « 11 » نجف قلى بيك غلام خاصّهء
هامش
( 1 ) . الف ، ب : مىكنند . ( 2 ) . الف ، ب : مىكرد . ( 3 ) . الف ، ب : جدال و قتال . ( 4 ) . الف ، ب : « اشتعال » ندارد . ( 5 ) . الف ، ب : « و جدال » ندارد . ( 6 ) . الف ، ب : قيلتاق . ( 7 ) . الف ، ب : « به وادى » ندارد . ( 8 ) . الف ، ب : « پيموده » ندارد . ( 9 ) . الف ، ب : قيلتاق . ( 10 ) . الف ، ب : « بر » ندارد . ( 11 ) . الف ، ب : با .