مازندران بهشتنشان است .
تفصيل اين اجمال و تبيين اين مقال آنكه ، در حين توجّه به صوب آن خطّهء خلد قرين در بلدهء طيّبهء نطنز فرمان قضا امضا « 1 » به نفاذ پيوست كه جعفر قلى بيك قورچى ركاب پيشتر « 2 » از ورود موكب مسعود به صوب مازندران خلد بنيان روان شده « 3 » در دو مكان از اماكن ميان كاله كه در زمان فرخنده اوان نوّاب گيتىستان فردوسمكان و عهد سلطنت ابدنشان نوّاب خاقان رضوانمكان شكار جرگه در آن مكان اتّفاق افتاده ، تالارى چند بنا نهاده اطراف و جوانب آنها را به جهت تاختن مراكب بادرفتار و انداختن صيد و شكار مسطح و هموار نمايد . و قورچى ركاب ستارهء پيشرو آفتاب عالمتاب شده مهام مذكوره را به انجام رسانيده بود و چون مهر عالم افروز فلك عدل و داد از افق دار السلطنهء فرحآباد بهشت بنياد طالع شد در روزى كه فرمان لازم الاذعان به جمع آمدن رعاياى بلدان نافذ مىشد بر طبق صوابديد وزير صايبتدبير محمد بيك اعتماد الدولة مقرّر شد كه دامى وسيع در آن مكان كه جرگه به هم مىپيوندد كشيده در اتمام دام اهتمام نمايند كه به هنگام راندن شكار كشيدن دام ، دام جمعيّت شكاريان بوده باشد . و سرانجام اتمام و سركارى نصب دام و اهتمام در راندن شكار جرگه و ما يتعلق بهذا المرام چون از حوصلهء سعى و كاردانى هركس افزون بود به جناب ايران مدارى « 4 » متعلّق گرديده خدمتش در هر باب لوازم سعى و اهتمام به تقديم مىرسانيد تا بر حسب دلخواه خاقان خورشيد كلاه ، اسباب و ادوات لازمهء شكار جرگه مهيّا و دامها بر سر پا شده وقت صيدافكنى « 5 » و شكاراندازى شهريار سرافراز رسيد و چون مقرّر فرموده بودند كه وزير صايبتدبير پيشتر از آنكه شهريار خورشيد نظير به عزم شكار سوار سمند صبارفتار شود سرى به آن دام خوشدلى و شادمانى كشيده جرگه را به مردم كاردان قسمت و مهيّا نمايد كه بعد از ورود موكب ظفرنشان به عمارت چارمان « 6 » شروع
هامش
( 1 ) . م : قضا مضا .
( 2 ) . الف ، ب : پيش .
( 3 ) . الف ، ب : « خلد بنيان روان شده » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : مدار .
( 5 ) . الف ، ب : « صيدافكنى و » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : چارپان .