دولتخانهء مباركه در آن مدينهء ارمنهاد بود .
بيان اين داستان آنكه ، چون پيوسته پيشنهاد خاطر و الا و قرارداد ضمير منير خورشيد ضيا آن است كه در عهد سلطنت ابد مدّت به معمارى همّت و الا و نيّت معلّى رنگ شهرستانها و عمارات « 1 » خلدآسا ريخته هر كف خاكى سراى طربناكى و هر گل زمينى بناى دلنشينى گردد ، بنا بر اين در اين سال خير مآل راى رزين خسرو بلنداقبال زمين گبرآباد دار السلطنهء اصفهان را از خاك بىاعتبارى برداشته به بناى شهر و عمارتى خلدنشان به آسمان افراشتند . و به موجب فرمان لازم الاذعان مهندسان دقّت پيشه و معماران مهارت انديشه رنگ دولتخانهء مباركه در باغى متّصل به باغ سعادت و مشرف بر درياچهء زندهرود و پل جديد ريخته به ساعتى سعادت سرمايه شروع در تأسيس بنيان و افراختن آن به آسمان نمودند . و چون همسايگى گبران با دولت سراى ولىنعمت جهان و جهانيان چون همسايگى « 2 » زمين و آسمان دور از كار بود ، فرمان و الا به نفاذ پيوست كه زمينى در جوار جولاه در عوض اراضى منازل گبران به ايشان احسان و امراى عظام و خواص مقرّبان و ساير ملتزمان ركاب اقبال اعيان منازل گبران را به قيمت واقعى خريدارى نموده منازل مرغوب و عمارات خوب فراخور پايه و شأن خود بنا « 3 » نمايند . و باغ ارم نگار خلد آثار كه به عباسآباد ثانى اشتهار داشت ، به باغ سعادت موسوم و مشهور و اين شهر معمور كه بنا بر قرب جوار دار السلطنهء اصفهان نمودار نورعلى نور است به سعادتآباد نيكنام و غيرت دارالسلام گرديد .
ديگر از وقايع اين سال ، استيصال متمرّدين داغستان به جوهر تيغ حاجى منوچهر خان بيگلربيگى شيروان و ساير عساكر اقبال بود . تبيين اين مقال و تفصيل اين اجمال آنكه ، در حينى كه اعلام جاه و جلال در دار السلطنهء اصفهان نزول اجلال داشت ، خان مشار اليه به عرض اقدس رسانيده بود كه عباس قلى خان اوسمى حاكم قيتاق سفر ناگزير اختيار نموده و الغ « 4 » نام ناخلفى « 5 » از رستم خان اوسمى حاكم سابق
هامش
( 1 ) . الف ، ب : عمارتهاى .
( 2 ) . الف ، ب : « همسايگى » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : به پا .
( 4 ) . الف ، ب : الق .
( 5 ) . الف ، ب : با خلفى .