تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
در چمن مخور كه چراگاه انواع سباع و جاى گراز و گوزن و مكان كلنگ و ساير مرغان آسمان آهنگ است رحل اقامت افكنده به هنگام ركوب با اركان دولت و اعيان حضرت و امرا و مقرّبان يك رأس گوزن را به دست مبارك به تير تفنگ « 1 » از پاى درآوردند « 2 » و از آنجا اعلام جهانگشا مرحله‌پيما گرديده به عزم زيارت امام‌زاده واجب التعظيم امام‌زاده « 3 » عبد العظيم - عليه و آبائه التحيّة و التسليم - رخت اقامت به باغ آستانهء مباركه كشيدند . و چون در اثناى گذار از شهريار ، جمعى از قورچيان و رعايا بر سر راه شهريار كامكار آمده زبان دادخواهى به شكوه و شكايت كلبعلى سلطان سيل سپر گشوده بودند ، در حين ورود به آن مقام محمود مقرّر فرمودند كه امرا و اركان دولت و اعيان حضرت « 4 » جمعيّت نموده به حقيقت سخنان دادخواهان و كلبعلى سلطان مشار اليه رسيده غث و سمين آن را به عرض اقدس رسانند . و بعد از اجلاس امرا و احضار طرفين چون از كلبعلى سلطان « 5 » مذكور تقصيرى زياد روى نداده بود ابواب عفو و اغماض بر روى حركات جزئيه او گشودند و در همين اوقات چون حسب الفرمان قضا جريان مقرّر شده بود كه موازى پنج هزار سوار از عساكر ظفر شعار و ملازمان امراى نامدار ديار عراق و توابع رخت اقامت به صوب دارالمؤمنين استرآباد كشند كه اگر حركتى از جماعت بىعاقبت قلماق روى نمايد به دفع و رفع آن جماعت پردازند و كلبعلى سلطان سيل سپر نيز از جمله مأمورين به استرآباد بود ، مومى اليه را به خلاع فاخره سربلندى داده به صوب استرآباد فرستادند . و ارقام لازم الاحترام به محصّلى محصّلان ساعى به اسم ساير امرا و عساكر نصرت مآثر صادر شد كه آن جماعت را به زودى در استرآباد حاضر سازند و بعد از نه روز [ 157 ] كه در آن آستان ملايك‌آشيان جهت تقديم لوازم زيارت و استحمام و استراحت رحل اقامت افكنده بودند الويهء جهانگشا از آنجا با امرا به صوب مازندران بهشت‌نشان مرحله‌پيما گرديده شهريار كامكار و امراى نامدار
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « به تير تفنگ » . ( 2 ) . الف ، ب : در آورده . ( 3 ) . الف ، ب : شاهزاده . ( 4 ) . الف ، ب : مملكت . ( 5 ) . الف ، ب : « مشار اليه . . . كلبعلى سلطان » ندارد .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 629 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى