تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
گرديده در هر گل زمين گلستانى « 1 » از گلريزان و اعجوبه كارى معركه‌گيران عيان « 2 » گردانيدند . و شهريار جهان شادان و خندان و تفرّج كنان از گرد راه به روضهء منوّره و بقعهء معطّره « 3 » معصومه - عليها و على آبائها السلام و التحيّة - و مضجع مطهّر و مرقد منوّر نوّاب خاقان رضوان‌مكان روان و به لوازم زيارت و طواف آن بقعهء ملايك‌مطاف قيام و اقدام و به هنگام وصول به مرقد معطّر والد بزرگوار جيب و دامان فقرا و [ 156 ] مستحقان را به بارش ابر احسان نمودار جيب دريا و گريبان كان گردانيدند . و بعد از تقبيل آستان قدس آشيان منزل حكيم محمد حسين و حكيم محمد سعيد اطباى خاصّهء شريفه را به نزول همايون رشك باغ جنان و غيرت بهشت جاويدان فرمودند . و روز اول ميهمان حكيم محمد سعيد و روز ديگر ميهمان حكيم محمد حسين « 4 » شده شيلان از سركار آن دو برادر مرتّب گرديد . و در ايّام توقّف اكثر اوقات ادراك سعادت زيارت روضهء مقدّسهء سدره مرتبه فرموده مقرّر شد كه در سه روز خوان احسان بر روى فقرا و ارباب استحقاق و استيهال « 5 » مبسوط داشته هر روز پانصد قاب طعام و حلوا و پالوده بر سر خوان گذاشتند و مبلغى كرامند به انعام فقرا و مستحقان احسان نمودند . و چون خبر جمع آمدن كلنگ در حدود قمرود به عرض همايون رسيده بود مقرّر فرمودند كه فرمان‌پذيران موكب ظفرنشان به گرم كردن هنگامهء كومه آتش دستى پيش گيرند و بعد از گرم شدن اين هنگامه شاهانه به شكار كومه تشريف حضور ارزانى داشته بعد از سه روز مراجعت فرمودند . و بعد از ورود بيش از يك شب توقّف ننموده طريق مقصود پيمودند و چون مرور و عبور موكب منصور بر حوالى و نواحى شهريار و مخور كه به وفور آبهاى روان و چمن‌هاى خلدنشان نمونهء روضات جنان بود روى مىنمود ، بعد از ورود به آن حدود شاه‌باز عزم خسرو كامكار به انديشه شكار بال پرواز گشوده چندين بار با طايران بهشتى آشيان قفس عصمت « 6 » به قورق سوار و متوجّه صيد و شكار گرديدند . و يك‌دو روز
هامش
( 1 ) . الف ، ب : گلستان . ( 2 ) . الف ، ب : عنان . ( 3 ) . الف ، ب : مطهره . ( 4 ) . الف ، ب : « و روز . . . حسين » ندارد . ( 5 ) . الف ، ب : « و استيهال » . ( 6 ) . الف ، ب : عظمت .