شيرگير شكار گردانند « 1 » .
بيان توجّه اعلام ظفرنشان به صوب صواب مازندران بهشتنشان و سوانح اقبال كه در اين « 2 » سفر خير اثر به استقبال موكب جاه و جلال آمد
چون توقّف رايات نصرت آيات در دار السلطنهء اصفهان به درازا « 3 » كشيد سلسلهجنبان توجّه خاطر و الا به سير و شكار مازندران بهشتنشان گرديد ؛ مهر جهانتاب فلك عزّ و شأن پيشتر از آنكه باد خزان نقّاشانه به رنگآميزى اوراق درختان راه سواد كوه پردازد و در هر گام از اوراق اشجار آشيان طاووس و بال تذرو و حسن بهار را هويدا سازد از مقرّ سلطنت پايدار به ساعت سعد به صوب مازندران خلد بنيان روان گشتند و چون مدّتى به وزيدن باد خزان و چيدن گلهاى رنگارنگ از اوراق اشجار و برگهاى رزان مانده بود ، راى بهار پيرا اقتضاى آن نمود كه موكب جلالت و شأن به آهستگى از راه دارالمؤمنين كاشان و قم و طهران روان و شكاركنان مرحلهپيماى شوند و مقرّر شد كه زال ارسطاو و ساير گرجيان ملتزم ركاب اقبال باشند « 4 » و چون باغ ارمنهاد تاجآباد ، محل ورود موكب مسعود گرديد ، چند روز گلچين آن گلستان بوده از آنجا بار اقامت در چشمهء فين دارالمؤمنين « 5 » كاشان گشودند و چون نعل ابرش پريوش به سير خزان سواد كوه در آتش بود ، در آن عمارت خلدآيين بيش از يك شب « 6 » توقّف نفرموده طريق توجّه به صوب دارالمؤمنين قم پيمودند و سكنه و متوطّنين « 7 » دارالمؤمنين مزبور در روزى كه اين آفتاب ذرّهپرور از افق آن كشور طالع مىشد به هم چشمى مردم كاشان به استقبال موكب اقبال روان
هامش
( 1 ) . الف ، ب : كردند .
( 2 ) . الف ، ب : آن .
( 3 ) . هر سه نسخه : دراز .
( 4 ) . الف ، ب : باشد .
( 5 ) . الف ، ب : « دارالمؤمنين » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : روز .
( 7 ) . الف ، ب : « دارالمؤمنين » ندارد .