به تقرير قبايح اعمال و فضايح افعال او جرأت كرده باشند سلوك كردن « 1 » دشوار است اگر شغل مذكور به ديگرى عنايت شود باعث ارتفاع غبار نقار و رفاهيّت و آسايش رعاياى اين ديار مىگردد و حسبالاستدعاى اعلمالعلماى مشار اليه خاقان رعيّتپرور دفتر شور و شرّ و اوراق جرايم و تقصيرات اصفهانيان را بر طاق نسيان نهاده دست حكومت و اقتدار پارسيدان « 2 » را از گريبان جان مردم اصفهان كوتاه و مقرّر فرمودند كه رقم اشرف به اسم رستم خان عزّ صدور يابد كه ديگرى را از كسان خود به نيابت داروغگى اصفهان تعيين و روانه درگاه جهانپناه نمايد . و چون ناخداى عدالت خاقان گردون منزلت ، سفينه درياى شور و شرّ را در بحر آرام و قرار لنگر انداخت سزاوار تربيت و سرفرازى « 3 » صفى قلى بيك خلف خان عالىشأن رستم خان سپهسالار ايران منظور انظار عاطفت و احسان گرديده به منصب والاى ديوان بيگىگرى كه در زمان فرخنده اوان نوّاب خاقان رضوانمكان به والد مرحوم مشار اليه مرجوع بوده سربلند شد . و داروغگى دار السلطنهء اصفهان حسبالاستدعاى رستم خان به بادادهبيك مفوّض و مرجوع گرديد .
ديگر « 4 » از سوانح كه در اواخر اين سال خير مآل روى نموده ارسال خان بلنداقبال اللّهويردى خان به سردارى خراسان بود .
تفصيل اين اجمال و تبيين اين مقال آنكه ، چون در اثناى اين سال بر سبيل تعاقب و توالى به مسامع باريافتگان درگاه جاه و جلال مىرسيد كه طايفهء بدرگ اوزبك به فرمان سبحانقلى خان دست موافقت به يكديگر داده سپاهى گران و حشرى بىپايان به هم پيوسته روى عزيمت به تاخت ولايت خراسان نهادهاند و همچنين خبر شور و شرّ لشكر هزيمت اثر جغتاى از صوب هند اكبر مكرّر [ 130 ] به عرض خاقان بحر و بر مىرسيد ، لاجرم خاقان اعظم و صاحبقران معظّم از راه رعايت حزم و مآلانديشى عبور و مرور لشكر منصور را به صوب خراسان اهم دانسته افسر اعتبار « 5 » سردارى خراسان را سزاوار فرق اقتدار خان كوچك دل بزرگ
هامش
( 1 ) . الف ، ب : سلوك مسلوك داشتن .
( 2 ) . الف ، ب : پاسيدان .
( 3 ) . الف ، ب : سرافرازى .
( 4 ) . الف ، ب : « ديگر » ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : امتياز .