تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
رسانيده ديگران به افساد مير ديوان كه اگر از دولت‌خانهء سپهر آستانه بيرون آيند مورد سياست و غضب شاهانه خواهند گرديد ، از آمدن تقاعد « 1 » ورزيده پاى در دامن اقامت در آن مكان نزاهت بنيان كشيدند [ 129 ] و خاقان عدالت پيشه مروّت انديشه ، چون از ابا و امتناع اصفهانيان درآمدن به ديوان اطلاع حاصل نمود مقرّر فرمود كه مردم اصفهان طومارى بر مطالب و مدّعيات خود درست داشته به نظر كيميا اثر رسانند « 2 » كه از آن قرار احقاق حق فرموده دست ظلم ظالمان « 3 » از گريبان عجزه و زيردستان كوتاه شود . و چون سخنان مير ديوان سلسله‌جنبان شكوه و شكايت مردم اصفهان و باعث بر هجوم و ازدحام عوام و ارتفاع فرياد و فغان ايشان مىدانستند به جرم آنكه ديدهء عاقبت بين از صلاح دولت ابد قرين پوشيده شرار شعله شور و شرّ را به چرخ اخضر رسانيده بود به فحواى : مصراع « 4 »
آن چشم كه حق بين نبود كور نكوتر
خاقان عدالت‌پرور مقرّر فرمود كه مهدى قلى خان شاملو ايشيك آقاسىباشى ديوان مردم ديدهء او را از حليه بينش عريان و مضمون صدق مشحون
« فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ »
« 5 » را « 6 » حالى پير و جوان سازد . و جمعى از مردم اصفهان از جرأت و جسارت بيجاى خود نادم و پشيمان خود را به منزل سركردهء ارباب علم و عرفان مجتهد الزمان « 7 » مولانا ملا محمد محسن كاشى رسانيده جوياى آن شدند كه مجتهد الزمان « 8 » مشار اليه در خدمت شهريار آگاه ، شفاعت خواه گناه اصفهانيان بوده جرايم و زلات ايشان را به عفو و اغماض مقرون سازد . و آن داناى رموز آگاهى از درياى مرحمت شاهنشاهى استدعاى آن نمود كه جرايد جرايم و زلات مردم اصفهان را به زلال عفو و احسان محو و منسى فرموده چون رعايا را با « 9 » حاكمى كه
هامش
( 1 ) . الف ، ب : مسامحه . ( 2 ) . الف ، ب : رسانيد . ( 3 ) . الف ، ب : طغيان . ( 4 ) . الف ، ب : « مصراع » ندارد . ( 5 ) . حشر ( 59 ) ، آيه 2 ؛ م : فاعتبروا منه يا اولى الابصار . ( 6 ) . الف ، ب : « را » ندارد . ( 7 ) . الف ، ب : مجتهد الزمانى . ( 8 ) . الف ، ب : مجتهد الزمانى . ( 9 ) . الف ، ب : « را با » ندارد .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 581 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى