و جهانيان به پژوهش حال جهانيان مشغول گرديد ، امّا از سوانح اين سال آمدن ايلچى خواندگار به دربار آسمان كردار « 1 » بود .
تبيين اين مقال آنكه ، چون وقوع مصالحه فىمابين نوّاب خاقان رضوانمكان و سلطان مراد قيصر روم ، چنانچه در حديقه سابقه مرقوم قلم وقايع رقم شده ، موجب رفاه حال طوايف انام و باعث تشييد مبانى دوستى و التيام در ميان اين دو دولت عظيم الشأن شده بود به تجديد حسين پاشا والى بصره به عزم آنكه الكاى مزبور و توابع را تسليم كاركنان دولت ابد مدّت نموده در سلك بندگان درگاه جهانپناه منتظم گردد وارد « 2 » ممالك محروسه شده بود و خاقان صاحبقران بنا بر رعايت قواعد صلح و صلاح و احتراز از نقض عهد و پيمان مأمول حسين پاشا را به عزّ قبول موصول نفرمود لازم نمود كه يكى از طرزدانان رسوم سفارت را از راه رسانيدن خبر مسرّت اثر اين مرحمت و عنايت به نزد شهريار والااقتدار خواندگار روانه فرمايند كه مراعات قواعد مصالحه و پاس دوستى و يگانگى و استحكام بنيان عهد و پيمان و مروّت بىپايان آن حضرت بر جهانيان واضح و لايح گردد ، لاجرم به موجب فرمان لازم الاذعان كلبعلى خان سيل سپر به اين خدمت ارجمند سربلند گرديده رخت مسافرت به جانب ديار روم كشيد و خواندگار والااقتدار ، ورود مشار اليه را ثانى عيد خوشدلى و كامرانى و بهار عشرت و شادمانى شمرده لوازم توقير و احترام و مراسم ميزبانى و ميهماننوازى به جاى آورده بود . و بعد از انقضاى مدّت اقامت در آن ولايت كه مشار اليه را مرخّص مىفرمود اسماعيل آقاى متفرّقه آقاسى را كه از جمله مقرّبان و معتمدان وى بود از راه سفارت و ايلچىگرى به مرافقت كلبعلى سلطان « 3 » به درگاه فلك پيشگاه روان نمود ، و ايلچى مذكور در اين سال خيرمآل كه اعلام جاه و جلال در دار السلطنهء اصفهان نزول اجلال داشت وارد گرديده فرمانپذيران به موجب فرمان فرمان فرماى جهان منزلى شايان به جهت نزول مشار اليه مهيّا گردانيدند و از هر جنسى اضعاف مضاعف آنچه ميزان بيان تواند سنجيد به جهت
هامش
( 1 ) . الف ، ب : مدار .
( 2 ) . الف ، ب : و از .
( 3 ) . الف ، ب : خان .