حملهء اوّل كيا فريدون سپهسالار آن لشكر نكبت اثر در دست ملازمان گرگين خان و پس از آن شهسوار كه سردار فوجى ديگر از آن لشكر نكبت اثر بود در دست غازيان صوفى و ايرج نامى از احفاد طالشهكولى كه در حدود ديلمان بر هم زن هنگامهء امنيّت و اطمينان مردمان بود در دست خويشاوندان خود به قتل رسيد و عنايت و محمد كوكه و ابو سعيد كه به دستور از سرداران و امراى غريب شاه بودند به كمند اقتدار غازيان شير شكار گرفتار گرديده غريب شاه از بيم تيغ خونريز رخت گريز به بيشههاى پردرخت و جنگلهاى سخت كشيده مانند چراغى كه به گاه مردن خانه روشن كند سه روز ديگر در ميان بيشه و جنگل جانى به مرگ مىكند تا بعد از سه روز گذار لشكر فيروز « 1 » به مقام اختفاى آن حيلهاندوز افتاده سر به دايرهء گرفتارى داده نايرهء شور و شرّ آن مغرور زيادهسر « 2 » به آب تيغ درخشان عساكر نصرت اثر « 3 » فرونشسته قوت سرپنجهء اقبال بىزوال ابواب شور و شرّ بهايم صفتان گيلان را بر روى دولت ابدنشان بست و بعد از قتل ده هزار نفر از آن گروه شقاوت اثر و اعلاى اعلام فتح و ظفر امراى نامور « 4 » به فرمان خاقان بحر و برّ آن خميرمايهء فتنه و فساد را مقيّد و مغلول با رئوس اعادى و ساير اسرا به درگاه معلّى فرستادند « 5 » . و شهريار دوستپرور دشمن گداز « 6 » در « 7 » روزى كه در عمارت در « 8 » دولتخانه ابواب عشرت و نشاط مسرّت و انبساط بر روى مقرّبان بساط قرب
هامش
( 1 ) . الف ، ب : فيروزى اثر .
( 2 ) . الف ، ب : زياد سر .
( 3 ) . الف ، ب : نصرتپرور .
( 4 ) . ب : مأمور .
( 5 ) . خلاصة السير ، ص 54 : « در اواسط شهر شوال سال مذكور ، امرا ، حسب الفرمان ، غريب شاه را با چند نفر از ملازمان او كه مقيّد و مغلول بودند به سدهء سنيه ارسال داشتند . . . در روز هفدهم ماه مذكور در عمارت عالىقاپو جشنى عظيم مرتّب ساخته خيرات خان ايلچى سلطنت پناه عبد اللّه قطب شاه را كه در آن اوان به پايهء سرير آمده بود در آن محفل ارم تزيين طلب داشته لازمه مهماندارى به عمل آوردند و چون عروجى در طالع غريب شاه روسياه واقع بود حسب الامر فلك اسفل او را سوراخ نموده در همان روز كه مهمانان جمعيّت داشتند بر بالاى قبق كشيدند » ؛ قصص خاقانى ، ج 1 ، ص 210 : « در روز چهارشنبه ، چهاردهم شهر مذكور در ميدان نقش جهان اصفهان به دار عبرتش آويخته تيربارانش نمودند » .
( 6 ) . ب : گذار .
( 7 ) . الف ، ب : « در » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : « در » ندارد .