تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
كشيدند و غريب شاه روسياه بعد از فرار ايشان بىغايلهء مانع و مزاحمى لشكر به لاهيجان كشيده آن خطّهء معمور « 1 » را مانند بلدهء رشت به تاخت و تالان خراب ، و ويران گردانيد و در آنجا بر حسب دلخواه ، خود را پادشاه والاجاه پنداشته استمالت‌نامه‌ها به حكام ولايات « 2 » قريبه تا رستمدار به خامهء اقتدار نگاشت و چون رايحهء اين اخبار به مشام شعور خسرو جم‌اقتدار رسيد به صوابديد راى رزين و مصلحت فكرت دوربين ، سارو خان طالش حاكم آستارا « 3 » و گرگين خان حاكم گسكر را با كافهء عساكر ظفر شعار كه قرب جوار به آن ديار داشتند به دفع و رفع فتنهء غريب شاه گمراه و گيلانيان روسياه مأمور و مقرّر فرمود كه تمامى عساكر اقبال كه در حدود دار الارشاد اردبيل و خلخال و طوالش و طارمين « 4 » و ساير محال جا و مكان دارند از راه قرب جوار بر سر امراى نامدار جمع آمده حسب الصلاح ايشان به دفع و رفع فتنه و فساد گيلانيان زشت‌نهاد قيام و اقدام نمايند . و امراى مذكور پيشتر از آنكه به مطالعهء احكام لازم الاحترام سرافرازى يابند بنا بر قرب جوار آن ديار به تهيّه و تدارك اسباب و آلات گيرودار پرداخته و به يكديگر پيوسته كمر به دفع و رفع گيلانيان ديوسار « 5 » بسته بودند . چون محمدى « 6 » خان حاكم كوهدم « 7 » از راه دولت خواهى و جان‌فشانى به معسكر ايشان ملحق گرديد ، تيغ فرصت از نيام انتقام كشيده به جانب رشت روانه گرديدند و تا رسيدند « 8 » ، اتباع و اشياع گمراه غريب شاه روسياه را كه به حفظ و حراست آنجا قيام و اقدام داشتند به نيروى بازوى جلادت و زور سرپنجهء قوى دستى از پيش برداشته در انتظار جمع آمدن عساكر نصرت مآثر در خطّهء رشت رايت اقامت افراشتند . امّا غريب شاه گمراه بعد از آنكه خود را در لاهيجان بر تخت سلطنت « 9 » و
هامش
( 1 ) . ب : معموره . ( 2 ) . الف ، ب : ولايت . ( 3 ) . الف ، ب : رستمدار . ( 4 ) . طارمين شام طارم سفلى و عليا است . ( 5 ) . الف ، ب : « ديو سار » ندارد . ( 6 ) . الف ، ب : محمد . ( 7 ) . الف ، ب : كوهرم . كوهدم كهدم كوتم : بندرگاه كوچكى بود در كنار مصب سفيدرود . ( معين ) . ( 8 ) . الف ، ب : رسيدن . ( 9 ) . الف ، ب : سلطنت ديد .