تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
بيت « 1 »
دمى نمىگذرد كين دل كباب مرا * جهان بر آتش محنت كباب تر نكند
بارى اميدوارى به مرحمت بىنهايت جناب خداوندگارى آنكه ، بر فرض محال اگر لغزشى در اين چند سال از اين حقير منكسر البال روى نموده باشد به زلال عفو عميم و لطف جسيم از صحيفهء اعمال محو و منسى فرمايند و زياده بر اين ابواب عتاب و خطاب غايبانه بر روى حال اين شكسته بال نگشايند كه ، اين بدآموز عواطف ديرين بيش از اين تاب خفت و ذلت ندارد . بارى چون كلك وقايع‌نگار نابلدانه در راه بىراهه روى گامى چند به پهنا « 2 » برداشت ديگرباره به دلالت خضر توفيق طريق مطلب نگارى به دست آورده بر صحيفهء « 3 » بيان مىنگارد كه از وقايع اين سال خير مآل كه خبر وقوع آن به دربار اقبال رسيد . معارضه و محاربه حاجى منوچهر خان بيگلربيگى استرآباد با جماعت بىعاقبت قلماق و شكست يافتن ارباب شقا و شقاق بود . خلاصهء اين مقال آنكه ، اين طايفهء خسران مآل كه در نظر حقيقت بين از خويشاوندان نزديك بهايم و سباع و [ 122 ] برادر خوانده‌هاى گرگ و كفتار و شغال مىباشند « 4 » از راه مشابهت صورى با بنى نوع انسان گاه‌گاه چون بلاى ناگهان و قضاى آسمان بر خلق جهان نازل مىشوند و چون بر بعضى از الوسات « 5 » تركمانان دست يافته‌اند قرب جوار به دارالمؤمنين استرآباد و محال نسا « 6 » و ابيورد به هم رسانيده در سنواتى كه به سبب كثرت باران آبگير فراوان در بيابان به هم مىرسد « 7 » ، آفت دست‌انداز آن طايفه باغيه « 8 » به ولايات مذكور آسان روى مىنمايد « 9 » ، بنا بر اين در اين سال خير مآل انبوهى از آن گروه مكروه به اغوا و اغراى تركمانان به عزم تاخت و تالان استرآباد و درون از جا و مكان خود بيرون مىآيند و در اثناى طريق ، جمعى از
هامش
( 1 ) . الف : ندارد ؛ ب : فرد . ( 2 ) . الف ، ب : « به پهنا » ندارد . ( 3 ) . الف ، ب : لوحه . ( 4 ) . الف ، ب : مىباشد . ( 5 ) . الف ، ب : ايلات . ( 6 ) . الف ، ب : « نسا » ندارد . ( 7 ) . الف ، ب : مىرسيد . ( 8 ) . الف ، ب : ياغيه . ( 9 ) . الف ، ب : داد .