هراسان مىگذشتند كه آن سرور به يكچوبهء تير عقاب پر « 1 » آن دو گور نر را در خاك و خون كشيد و خدنگ جانستان خسرو بهرام زور از دو گور جسته بر دل خاك نشست . و بنا بر صافى شست شهريار كماندار و سرعت رفتار تير جان شكار چون آن [ 114 ] دو گور نر « 2 » از مرور و عبور تير خاقان كشورگير خبردار نشده طريق فرار مىپيمودند ، گمان تماشاييان آن شد كه مگر تير از خانهء كمان طريق خطا پيموده و چون ديدند كه از دو جانب آن دو صيد خون در جوش است به وضوح پيوست كه تير فضا تأثير بر هدف صواب پيوسته ، لاجرم جوش و خروش ملتزمان موكب عزّ و شأن و فرياد و فغان مير مخران و عظماى گرجستان به آسمان رسيده زبان هريك « 3 » به شهد شكر تحسين و آفرين شيرين گرديد . و چون شهريار سرافراز به اين صيدافكنى كمان دعوى بىمثالى را در پيش طاق آسمان آويخت ، راى رزين خسرو روى زمين بنا بر قرب ورود نوروز سلطان رنگ مراجعت به صوب مقرّ سلطنت ابد مدّت ريخت .
[ بيان ] « 4 » جشن آرايى صاحبقران گردونشأن به ورود نوروز سلطان و تجديد سال جديد به فيروزى و عيش رغيد
چون وقت آن رسيد كه چهرهگشاى صور پرىپيكران حجال گلستان از زمستان خانهء حوت به سرابستان حمل ، نقل مكان نمايد و شاهد گل پيرهن بهار ابواب شكفتگى و سرسبزى بر روى گلهاى گلستان گشايد ، بزمآرايان مجالس ارمنشان به ورود خسرو سيّارگان در روز دوشنبه بيست و سوم شهر جمادى الاولى مطابق هزار و شصت و شش هجرى و موافق سال پيچينئيل تركى ، رنگ جشن آرايى در گلشن هميشه بهار مقرّ سلطنت پايدار ريختند . و شهريار جهان در آن « 5 »
هامش
( 1 ) . الف ، ب : عقاب پرواز .
( 2 ) . الف ، ب : « نر » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : « هريك » ندارد .
( 4 ) . م : ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : روز نوروز .