احسان و انعام بودند گشوده به نفس نفيس ملاحظهء سان ايشان كه تا غايت نفرموده بودند مىفرمودند . و به دولت عدالت و دادرسى آن حضرت دست اقويا از گريبان ضعفا كوتاه و كشيده و رعايا و عجزه و ساير زيردستان به ميامن عدل و احسان آن سرور در مهاد امنوامان آرميده بودند .
و چون قرب ورود سلطان بهار اطراف جويبار را به سبزهء نوخيز آراستگى داده پيغام سرسبزى و شكفتگى به ساحت دشت و كهسار فرستاده بود شاهباز عزم صاحبقران سرافراز به هواى شكار گوزن و گراز ، بال پرواز گشوده با خاصان و محرّمان و امراى عالىشأن و مير مخران و « 1 » فوجى از بزرگزادهها و تاوادان گرجستان كه در درگاه فلك پيشگاه بودند به شكار باغ وحش توجّه فرمودند . و چون شكار مرغان پرى پرواز و كلنگان آسمان جولان بر صيد گوزن و گراز رتبهء تقدّم دارد نخست باغ كومه كه از باغستان ارمنشان جهان و آشيان مرغان پرى پرواز و كلنگان « 2 » آسمان جولان است به شرف پاىبوس خاقان گردون غلام مشرف و سرافراز گرديد و چند روز در آن باغ دلگشا شكارافكن و عشرتپيرا بوده از آنجا به باغ وحش كه جمعيّتآباد و حوش و مكان جوش و خروش گوزنان و گرازان سخت كوش بود ، نزول اجلال فرمودند . و روز ديگر صاحبقران كامكار به عزم شكار سوار سمند صبارفتار و با جمعى از امراى عالىشأن و خواص محرمان و عظماى ديار گرجستان به تخصيص مير مخران داخل باغ گرديده بر حشرى از آهو و گوزن و گراز دام حلقه كشيدند و به فرمان خاقان شير شكار نخست امير شكاران به شيران شكارى بسيارى از گرازان قوى چنگال را از پاى در آورده « 3 » حيرتافزاى مير مخران و ساير اكابر گرجستان گرديدند . و بعد از شكار شيران شهريار كماندار عزم كماندارى فرموده ملتزمان ركاب اقبال و بزرگزادههاى گرجستان را نيز به كماندارى و صيدافكنى مأمور نمود و در اثناى آن صيدافكنى و شكار اندازى كه وحشيان از بيم جان به هر طرف گريزان بودند دو گور نر با يكديگر « 4 » از نظر كيميا اثر خاقان بحر و برّ
هامش
( 1 ) . الف ، ب : با .
( 2 ) . الف ، ب : « آسمان جولان . . . كلنگان » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : حسرت .
( 4 ) . الف ، ب : « با يكديگر » ندارد .