تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
غيرت لاله‌زار سازند و صاحبان دكاكين در پس دكانها گوشه‌نشين و يكى از اولاد يا اقوام و اقارب خود را كه به مزيد حسن و زيبايى متاع رخ كار دكّان خودنمايى توانند بود « 1 » به جاى خود در آن بزم ارم آيين جانشين خود « 2 » نمايند . و خيره‌نگاهان تماشا دوست در آن شبستان انبساط بساط عيش و نشاط گسترده از هر دكان خريدار متاع گرانبهاى ناز گردند . و بنا بر ميلان خاطر خورشيد اشراق شهريار آفاق به سير اين گلزار تماشا ، در سه جا بزم خسروانه و انجمن شاهانه مرتّب و مهيّا داشته پايهء آراستگى و زيب و زيور مجالس مذكوره را بر طاق بلند امتياز گذاشتند كه چون چراغ چشم جهانيان به سير و تماشاى اين جشن ارم‌نشان روان « 3 » شود در هريك از اين مجالس مقام جلوس همايون آماده و مهيّا باشد بزم نخستين كه در پايين تالار در دولت‌خانهء سپهر آستانه بالانشين مجالس ارم قرين و از سر كار خاصّهء شريفه زيب و زيور يافته بود از ظروف و اوانى مرصّع و صراحىها « 4 » و ساغرهاى زر ملمّع به گونه گونه درّ و گوهر در آن ليلة القدر خوشدلى و شادمانى نمونهء روشنان « 5 » سپهر اخضر و هم نردبان مهر انور مىنمود و ساقيان زهره جبين و خوش‌آوازان و مطربان نادره‌آيين در حواشى آن بزم خلد قرين در انتظار قدوم مسرّت لزوم صاحبقران روى زمين و ساقيان مهيّاى خالى كردن صراحى و پر كردن ساغر به سر مىبردند تا وقت آن رسد « 6 » كه دولت بيدار به سر وقت آن بزم ارم نگار رسد . و همچنين مجلس دوم در در قيصريّه و محفل سومين در ميان قيصريّه به گستردن بساط عيش و نشاط و حاضر شدن ارباب طرب و اصحاب انبساط رشك بهار و غيرت لاله‌زار شده بود . بالجمله ، چون وقت آن رسيد كه ديدهء انتظار آن جشن بدايع‌نگار به جواهر سرمه غبار رهگذار « 7 » شهريار والاتبار روشن شود خورشيدوار از افق آن جشن سراپا بهار طالع شده از در دولت‌خانهء مباركه تا در مدرسهء
هامش
( 1 ) . الف ، ب : نمود . ( 2 ) . الف ، ب : « در آن بزم ارم آيين جانشين خود » ندارد . ( 3 ) . الف ، ب : فروزان . ( 4 ) . الف ، ب : صراحها . ( 5 ) . الف ، ب : روشنايى . ( 6 ) . الف ، ب : رسيد . ( 7 ) . الف ، ب : راهگذار .