موافق پايه و رتبهاى كه داشتند به مناصب بلند و انعامات و داروغگىهاى ارجمند سربلند گرديده قدم بر سلّم بلندپايهء امتياز گذاشتند . و جمعى از امراى عظام و خوانين كرام نيز كه حاضر كشيك آستان گردونشأن بودند به خلاع شاهانه و تشريفات خسروانه سرافراز و ممتاز شدند . و اولاد و احفاد و ورثهء آنان كه در ليالى برد و سرما سر در نقاب تراب كشيده بودند به مراحم بىكران سرافراز و قائممقام ايشان گرديدند و « 1 » روزگار فرخنده آثار شهريار كامكار صرف « 2 » دلجويى شكستهبالان و برآمد كار ايشان مىشد تا « 3 » شاهد گل پيرهن بهار به يك منزلى گلزار رسيده جشن رنگين « 4 » سپند ، سپند « 5 » چشم زخم آراستگى جمعيّتآباد دلهاى پريشان به مراحم بىكران خاقان صاحبقران گرديد . و آيين سپند با آنكه از جشنهاى مقرّر اين خطّهء ارجمند است كه اصفهانيان بنا بر طريقهء پيشينيان و رسم باستان هر سال به تجديد آن اشتغال مىنمايند و به كرّات پرتو انوار حسن « 6 » سراپا نگار شاهد اين جشن فروزان نورافزاى ديدهء پير و جوان گرديده ، امّا به اين آراستگى و زيب و زينت كه در اين سال فرخفال جمال دلربايى گشوده در سالهاى گذشته رخسار جهانآرا به نظر بازان خود ننموده و با آنكه زيبايى و دلربايى « 7 » اين نوعروس حجلهء ناز از شرح و بيان بىنياز است ، امّا چراغ اين جشن دلپسند به اين آيين فروزان مىگردد كه [ 112 ] در روز نخست اسفندار كه به زعم مردم اين ديار جشنآراى فصل بهار و روز خودنمايى گلهاى رنگارنگ گلزار است و به انسداد دخول و خروج بازارها و گرفتن منافذ « 8 » و فرج اسواق پرداخته شب ظلمانى را به ميهمانى روز نورانى آورند « 9 » و در و ديوار دكاكين و بازارها را به پردههاى زرتار و تصويرهاى مانوى « 10 » نگار زيب و زينت داده ساحت هر دكان را به شمع و چراغ بىشمار و انواع تكلّفات از خوانهاى نقل و نبات و ميوههاى تازه و تر و بخور سوزهاى سيم و زر و مجمرهاى عود و عنبر رشك بهار و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : و در .
( 2 ) . الف ، ب : ظرف .
( 3 ) . الف ، ب : با .
( 4 ) . الف ، ب : رنگين سپند .
( 5 ) . الف ، ب : « سپند » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : جشن .
( 7 ) . الف ، ب : « گشود . . . و دلربايى » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : مناجز .
( 9 ) . الف ، ب : آورند .
( 10 ) . الف ، ب : مانع .