تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
شدّت سرما و خنكى هوا مىافزود ، صبح روز ديگر كه خاقان بحر و برّ به عزم سفر چون مهر انور از كوههء زين زر « 1 » طالع مىشد برودت هوا شدّت [ 111 ] باران را كسوت برف در بر كرده به طرفةالعينى بساط سيمين بر بسيط « 2 » زمين گسترانيد . و كوه پابرجا كه از گرم و سرد زمانه پروا نداشت در آن روز از برف سيمابى كلاه بارانى بر سر گذاشت و شهريار جهان در چنان روزى كه شرار از زمستان خانهء بيدرسنگ « 3 » ياراى بيرون آمدن نداشت در اثناى بارش برف و ريزش باران رايت عزيمت به صوب گندمان افراشت و در پناه پديدآورنده سفيد از سياه به قطع بوادى آن راه پرداخته به خوشدلى و كامرانى رخت استراحت در عمارت گندمان انداختند . و ملتزمان ركاب اقبال كه سايه مثال پيوسته دنباله‌رو آفتاب جاه و جلال‌اند بعد از روانه شدن خاقان خصم‌افكن از هر راه كه توانستند روان شده جمعى در همان روز و گروهى در روز ديگر به معسكر ظفر اثر پيوستند و چند نفر از بىدست و پايان موكب فتح و ظفر كه كار رفتارشان به شب افتاده بود « 4 » تاب صدمه سرما و بارش برف و باران نياورده به جهان ديگر سفر كردند . و بعد از رسيدن شاه و سپاه به آرامگاه ، روز ديگر خسرو خاور نقاب سحاب را از پيش چهرهء عالم‌آرا برگرفت و مهمانان ناخوانده برف را به گرمى از ساحت كوه و بيابان عذر خواست اعلام فتح و نصرت به صوب مقرّ سلطنت ابد مدّت پرچم‌گشاى گرديده به ساعت سعادت پيرايه به دار السلطنهء اصفهان رسيد . و چون شهريار حق‌شناس و تاجدار « 5 » حقانيّت اساس رعايت حقوق خدمت ملازمان خدمتگزار و غلامان جان نثار را بر ذمّت همّت والانهمت فرض عين و عين فرض مىشمردند بعد از قرار و استقرار در مركز سلطنت پايدار فرمان و الا به عزّ اصدار رسيد كه اسامى آنان را كه در ليالى نزول برف و باران در كشيك همايون بيدار و خبردار بوده‌اند تفصيل نموده به نظر كيميا اثر رسانند « 6 » . و به موجب فرمان لازم الاذعان چون تفصيل مذكور به نظر اشراق اثر رسيد هريك از ايشان
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « زر » ندارد . ( 2 ) . الف ، ب : بساط . ( 3 ) . الف ، ب : بيدسنگ . ( 4 ) . الف ، ب : پاى رفتارشان از كار افتاده بود . ( 5 ) . الف ، ب : تاج‌دارى . ( 6 ) . الف ، ب : رساند .