مثال هم سفر مهر انوار بوده در ركاب اقدس از تنگناى قفس بالگشايى پيش گيرند ، فرمان قضا جريان به نفاذ پيوست كه صفى قلى بيك ناظر بيوتات به اتّفاق جمعى از مينباشيان و يوزباشيان و تابينان مانند ستارهء سحر پيشرو مهر انور بوده به چوب منع قورق « 1 » اطراف و جوانب شوارع و طرق را از مرور و عبور مرد و زن و آمد و رفت نزديك و دور تهى ساخته بعد از نقل مكان خاقان روى زمين از بيت الشرف اقبال به خانهء زين و روان شدن با پردگيان حريم حرمت ، مرتضى قلى خان قورچىباشى به همان آيين به پاسدارى قورق پردازد . و چون خاقان سپهر منزلت « 2 » به منزل رسيده رخت اقامت گسترد ، خان مشار اليه چوب منع قورق را از راه ملتزمان ركاب نصرت انتساب برگرفته موكب همايون را به منزل خاقان ربع مسكون [ 110 ] رهنمون شود .
و چون وقت آن رسيد كه اين يگانه گوهر درج سلطنت و جهانپناهى به صوب مقصد راهى گردد ، نخستين مرحله نزول آن حضرت عمارت با سعادت گرسكان « 3 » گرديده ، روز ديگر از آنجا به عمارت فرحافزاى جوجيل « 4 » رخت اقامت كشيدند و بنا بر آنكه آن مكان نزاهت « 5 » بنيان جاى صيدافكنى و شكار اندازى بود شاهباز عزم شهريار سرافراز دو روز در آنجا بال استراحت گشود و چون گلزار خلد نگار و عمارت سپهر آثار باغ كومه « 6 » ديدهء انتظار در راه ورود خسرو « 7 » كامكار داشت از آنجا موكب همايون قدم بر ديدهء انتظار باغ و عمارت مذكور گذاشت و بعد از دو سه روز چون نظام و انتظام مهام انام و ملاحظهء سان جمعى از تفنگچيان اصفهانى كه در سلك ملازمان آستان سپهر احتشام انتظام يابند قرار داد خاطر قدسى بود عمدهء مقرّبان درگاه محمد بيك اعتماد الدولة را به رفتن شهر مأمور فرمود « 8 » . و موكب همايون از راه مباركه و بابا شيخ على و كوتل رخ به صوب رار و مزدج و گندمان روان گرديده در عرض راه دام صيدافكنى در راه انواع شكارى كشيدند و چون اكثر محال
هامش
( 1 ) . الف ، ب : فرق .
( 2 ) . ب : « منزلت » مكرر .
( 3 ) . الف ، ب : گرسنكان .
( 4 ) . جوجيل دهى است از دهستان اشترجان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان . در سى كيلومترى شمال باختر فلاورجان . ( فرهنگ جغرافياى ايران ) .
( 5 ) . الف ، ب : نزهت .
( 6 ) . الف ، ب : گونه .
( 7 ) . الف ، ب : « خسرو » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : گردانيد .