تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨

بيان ابداع « 1 » درياچه و بستن سد سديد بر اطراف رود بحر نمود زنده‌رود و توجّه خاطر و الا به شكار رار « 2 » و مزدج « 3 » و گندمان و نزول برف و باران

چون اين يگانه گوهر بحر سلطنت پايدار اكثر اوقات فرخنده آثار به عزم شكار بر ابرش « 4 » صبارفتار سوار بر اطراف شهر و حصار طوف مىفرمودند ، روزى در اثناى مرور و عبور از ساحل درياى زنده‌رود بر آيينهء ضمير مهر تنوير عكس‌پذير گرديد كه اگر سدى سديد بر زنده‌رود بسته شود هرآينه باعث سرسبزى گلزار تماشا و جمع آمدن آب رود از بهر سيرابى زرع زارعان و كشت دهقانان مهيّا شده خواهد بود ، بنا بر اين به فرمان فرمان فرماى روى زمين در اين سال اين سدّ سديد بسته آمد و كوهستان‌ها از سنگ و ساير مصالح در بناى آن مصروف گرديده رود زنده‌رود افسر سربلندى بر آسمان سود و چون از چشمه سار فرمان خاقان صاحبقران آب اتمام « 5 » در جويبار خودنمايى ديد ، وقت آن رسيد كه آن آفتاب ذرّه پرور گاه مانند مهر انور كه به چوگان شعاع گوى زرّين ماه را در ميدان آسمان گردان مىسازد به عزم چوگان‌بازى از افق ميدان نقش جهان طالع شود و گاه از راه جريدبازى و اسب تازى خلعت بنده‌نوازى به محرمان حريم قرب عنايت فرمايد و پيوسته اين شاهسوار مضمار چابك سوارى به تقريب چوگان‌بازى و قبق‌اندازى و جريدبازى در ميدان نقش جهان نشاطافزاى پير و جوان بودند تا خبر مرور و عبور كلنگان آسمان جولان از محال رار و مزدج « 6 » و گندمان به شهريار شيرشكار رسيده عزم توجّه به آن حدود فرمود . و بعد از تصميم اين عزيمت چون قرارداد خاطر آفتاب اشراق آن بود كه پردگيان حريم حرمت كه طايران بال بستهء گلزار عفت‌اند در اين سفر خير اثر ، سايه
هامش
( 1 ) . الف ، ب : انتزاع . ( 2 ) . رار و مزدج : در جانب غربى اصفهان و از توابع چهار محال مىباشند . ( تذكره الملوك ، ص 202 ) . ( 3 ) . الف ، ب : رامزوج . ( 4 ) . الف ، ب : پريوش . ( 5 ) . الف ، ب : تمام . ( 6 ) . الف ، ب : مزوج .