تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
شهرت داشتند كرسى اقتدار غريب شاه را [ 11 ] بر جاى بلند گذاشتند و آن سفيه گمراه نيز به ريسمان پوسيده متابعت و مطاوعت آن جماعت به چاه گمراهى افتاده خود را پادشاه والاجاه قرار داد « 1 » و به تعيين امرا و خوانين و حجّاب و بوّاب و ساير عمله و فعلهء كارخانهء سلطنت و پادشاهى پرداخته ، مانند شرار شعله خس رايت گردن فرازى و اقتدار افراخت . و از راه آنكه بر تمام مملكت گيلان ، بلكه بر ديار رستمدار « 2 » نيز پادشاه نافذ فرمان گردد ، نخست از قصبهء لشته‌نشا « 3 » كه از توابع گيلان بيه‌پيش و محل نشو و نماى كوته‌خردان محال‌انديش است لاشهء خر خريت را پيش رانده مركب سفاهت و حماقت را بر فراز پشتهء تسخير ولايت بيه‌پس و بلدهء طيّبهء رشت جهاند . و ميرزا اسماعيل پسر اصلان بيك كه در آن اوان وزير گيلان بيه‌پس « 4 » بود « 5 » ، چون « 6 » از قرب ورود آن مردود مطرود با لشكر نامحدود و حشر نامعدود اطلاع حاصل نمود ، به اتّفاق مرتضى پاشاى حاكم قلعهء آخسقه كه بعد از گرفتارى در رشت مهمان خوان شهريارى بود با « 7 » معدودى چند از ملازمان خود طريق دفع فتنه و فساد غريب شاه روسياه پيمود « 8 » . و بعد از تقارب فئتين و تلاقى فريقين و اشتعال نايرهء شور و شين كثرت و قلّت طرفين به اصلاح ذات البين پرداخته دست هجوم سپاه غريب شاه گمراه را از گريبان جان ملازمان وزير مذكور « 9 » كوتاه ساخت و بنا بر آنكه معارضه كم‌وبيش در نظر فكر صواب‌انديش مؤدى به گونه گونه تفرقه و تشويش است ، وزير مشار اليه طريق فرار پيش گرفته خود را به ديار گسكر « 10 » انداخت و سپاه
هامش
( 1 ) . تاريخ صفويان ، ص 82 : « روز چهارشنبه 14 شوال غريب شاه نامى در گيلان ياغى شد » . ( 2 ) . رستمدار : در سيزده كيلومترى شرق آمل واقع است . يكى از مهم‌ترين دژهاى اسماعيليه در اين ناحيه بود . ( معين ) ( 3 ) . لشته‌نشاء : در جانب شرقى شهر رشت در چهار فرسخى و جنوب بحر خزر قرار دارد . ( سفرنامهء استرآباد ، ص 199 ) . ( 4 ) . الف ، ب : « و بلده . . . بيه يس » ندارد . ( 5 ) . الف ، ب : برد . ( 6 ) . م : چوب . الف ، ب : چون وزير آنجا . ( 7 ) . م : و . ( 8 ) . ب : و پساه پيمودند . ( 9 ) . الف ، ب : « مذكور » ندارد . ( 10 ) . الف ، ب : دريا كنار . گسكر در جانب مغرب مرداب انزلى واقع است ، ( سفرنامه استرآباد ، ص 17 ) .