بيان تعديل كفّتين « 1 » ميزان عدل و احسان به گوشمال محمد على خان نادان و ساير سوانح اقبال كه در بواقى اين سال فرخفال روى نمود
چون « 2 » پروردن گلهاى گلستان و افسردن اوراق خزان كار مهر درخشان و آفتاب تابان مىباشد ، اين نير جهانافروز و اين مهر كينه سوز چون به بيت الشرف خود نزول اجلال فرمود نخست به امضاى قاعدهء مقرّره و احياى دستور مستمرّه فرمان داده سه روز از ايّام اسبوع را ، چنانچه در سوابق ازمان ايمايى به آن شده ، ديوان عدل و احسان نام نهادند و در آن ايّام بر اورنگ جهانبانى جلوس فرموده از صباح تا رواح و از بام تا شام ابواب پژوهش حال بر روى دادخواهان و مظلومان مىگشودند و در آن روزها قرارداد مقرّر آن بود كه چون آن مهر انور بر تخت زر سايهافكن گردد ، قاپوچيان و دربانان ابواب دولتخانه چوب منع از سر راه كافهء خلق اللّه بر گرفته سر خود گيرند و از اين راه پيوسته ستم رسيدگان و جفا ديدگان به ديوان عدالت بنيان حاضر شده به عرض حال خود مىپرداختند و بر حسب دلخواه كار ظالمان و ستمكاران را در ديوان عدل خاقان صاحبقران مىساختند . و از راه آنكه آوازهء عدل نوشيروانى « 3 » اين شهريار به استحقاق به اقطار آفاق رسيده بود و از اطراف و اكناف جهان مظلومان و ستم رسيدگان به آستان گردونشأن پيوسته به عرض حال خود زبان مىگشودند ، روزى در اثناى ديوان يكى از سكنهء ديار اورمى به دربار عدل و احسان نوشيروان عهد و اوان حاضر شده زبان به شكوه و شكايت محمد على خان افشار حاكم آنجا گشود و عرض نمود كه آن طايفهء بيدادگر خداناترس به جرم سيادت ، خون برادر او را به تيغ ظلم و ستم ريخته و به قتل آن بىگناه دست بىشرمى از گريبان عيال و اطفال آن بيچاره كوتاه نكرده و دست بىحيايى به نهب و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : كفّين .
( 2 ) . الف ، ب : و مفصل از اجمال آن چون .
( 3 ) . الف ، ب : نوشيروان .