به نفاذ پيوست كه نجفقلى بيك خلف قزاق خان « 1 » كه در آن اوان به رتبهء يساولىصحبت سرافراز و سايهنشين آفتاب عنايت و احسان آن حضرت بود روانهء دار السلطنهء اصفهان شده مژدهء ورود موكب مسعود را به ساكنان آن بقعهء ارمنشان رساند و مقرّر دارد « 2 » كه صنعتگران نادرهكار از در دروازهء دولت تا سر پل شاهى كه به معمارى فرمان قضا جريان نوّاب گيتىستان فردوسمكان « 3 » بر درياى روان زندهرود اساس پابرجاى پايدار دارد رنگ چراغان ريخته نقشهاى بوالعجب بر اطراف خيابان چهار باغ بهشت بنيان از اشكال بدايع تمثال برانگيزند . و پيشتر از آنكه چراغ هنگامهء « 4 » چراغان به پرتو ورود خسرو صاحبقران فروزان شود ، چون در حينى كه معمورهء خلد بنياد فرحآباد و بقعهء جنّت قرين قزوين به نزول شهريار معدلتگزين رشك نگارخانهء چين و غيرت خلد برين بود پيوسته شكايتنامهها از مير قاسم بيك [ 107 ] نايب داروغهء دار السلطنهء اصفهان به مسامع جلال مىرسيد و عدم اعتناى مشار اليه نيز در قورق شراب جزء اخير علت تامّهء بدسلوكى او شده بود و بازخواست و مؤاخذه جرايم و تقصيرات مشار اليه را به عهدهء اهتمام نجفقلى بيك مذكور فرموده بودند مومى اليه در صدد تحقيق و تفتيش تقصيرات مير قاسم بيك مذكور درآمده نخست مشار اليه را از مسند حكومت و جلال به سلاسل و اغلال كشيده عجزه و رعايا و مردم دار السلطنهء اصفهان را به مطالبهء وجهى كه به خلاف حق و حساب به او داده بودند مأمور گردانيد و با وجود مبالغه و اهتمام چون اصفهانيان به شهد شكر عدالت كامله و مراحم شامله شيرين كام شدند و آنا فآنا خبر مسرّت اثر طلوع مهر درخشان از افق دار السلطنهء اصفهان به ايشان مىرسيد به شكرانهء ورود موكب مسعود ترك دعاوى خود نموده آنچه در عرض مدّت چندينساله داروغگى به وى داده بودند به تصدّق فرق همايون خاقان ربع مسكون نمودند و به جز خفّت و آزار آن داروغهء خطاكار كه مرهم جراحت دلهاى فگار گرديد چيزى به مردم آن ديار نرسيد ، امّا چون وقت آن رسيد كه چراغ چشم جهانيان
هامش
( 1 ) . ب : فراق خان .
( 2 ) . الف ، ب : فرمايد .
( 3 ) . الف ، ب : « فردوسمكان » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : هنگام .