منوچهر خان در ديوان عدالت بنيان غث و سمين دعاوى طرفين ظاهر شود خان مومى اليه ، منصور و زال و جمعى ديگر از ريش سفيدان الوار را روانه عتبهء اقبال و دربار جاه و جلال نمود . و جماعت مذكور در دارالمؤمنين قم به موكب ظفر قرين پيوسته ، حسب الفرمان قضا جريان اركان دولت ابد بنيان به حقيقت سخنان غلطكاران لرستان و كسان منوچهر خان رسيده حقيقت كسان منوچهر خان و بطلان زيادهسران لرستان را كه در ديوان عدالت بنيان به منصّهء ظهور رسيده بود به عرض اقدس رسانيدند . و به اشارهء قهرمان قهر الوار خطا كار را مقيّد و مغلول به نزد منوچهر خان فرستادند و گوشمال آن قوم بدفعال باعث طراوت و سرسبزى نهال جاه و جلال گرديده زيادهسران گردنكش را آوارهء ديار ادبار گردانيد .
ذكر توجّه اعلام جلالت و شأن به صوب صواب دار السلطنهء اصفهان و سوانح اقبال كه در اثناى اين سال خير مآل روى نمود
چون زنگزداى عنايت بىغايت مرآت ضمير خورشيد نظير اين شهريار كشورگير را از غبار زيادهروىهاى سپاه روسياه جغتاى كلّى بازپرداخت و اين آيينهء قدسى « 1 » را پذيراى صور نگارينپيكران حجال خوشدلى و شادمانى ساخت « 2 » ، هواى دلگشاى مقرّ سلطنت ابدنشان و سير متنزّهات آن دار الامان امنوامان « 3 » ، يعنى دار السلطنهء اصفهان سمند سبك سير « 4 » عزم خسروانه به دريافت اين مقصد اسنى « 5 » گرم عنان و سبك جولان گرديده الويهء جلالت و شأن از دارالمؤمنين قم به صوب صواب اين معمورهء خلدنشان پرچمگشاى و رهگراى شد . و چون چراغ چشم مردم اصفهان به ورود اين نورپرورد فيوضات نامتناهى روشن مىشد در حينى كه موكب ظفر قرين در دار السلطنهء قزوين نزول اجلال داشت فرمان قضا امضا
هامش
( 1 ) . الف ، ب : قدس .
( 2 ) . ب : بتاخت .
( 3 ) . الف ، ب : دار الامان و ايمان .
( 4 ) . الف ، ب : « سبك خرام » ندارد .
( 5 ) . ب : اسى .