افق آن جشن ارم نگار طلوع فرموده به جلوس همايون پايهء تخت جهانبانى را رفعت آسمانى بخشيد و اركان دولت روز افزون و اعيان سلطنت ابد مقرون و ساير مجلسيان مجالس ارمنشان فراخور قدر و مرتبهاى كه داشتند در آن انجمن خوشدلى ايستادند و نشستند . و بعد از آنكه آن « 1 » روز فيروز به خوشدلى و كامرانى سپرى شد يگانه گوهر بحر جهانپناهى به قاعدهء مقرّر با جهانيان از در خيرخواهى درآمده ابواب انجاح مرام بر روى [ 105 ] خواص و عوام گشود . و نخستين « 2 » سانحه كه در اوايل اين سال خيرمآل روى نمود اعلاى اعلام شرّ و شور اشرار الوار و اقرباى منوچهر خان « 3 » بيگلربيگى ولايت لرستان بود .
تبيين اين مقال و تفصيل اين اجمال آنكه ، چنانچه در سوانح و وقايع سال گذشته گذشت ، على قلى خان از حكومت لرستان معزول و منوچهر خان عمّ مشار اليه منصوب گشت ؛ جمعى از ارباب اختيار طايفهء الوار « 4 » كه در زمان ايالت على قلى خان به گردنكشى و خودسرى خو كرده بودند به گمان آنكه منوچهر خان نيز به دستور على قلى خان دست « 5 » اقتدار ايشان را در امر حكومت قوى و مطلق خواهد شمرد ، شيوهء ذميمهء خودرايى « 6 » و بلندپروازى را پيشنهاد خاطر ساخته خان مشار اليه را از جملهء فرمانپذيران خود مىدانستند و بعد از ورود خان مشار اليه كه دست اقتدار زيادهسران آن ديار را از دامن عروس حكومت آن ولايت كوتاه كرده خود به تنهايى به ضبط و ربط امور و حل و عقد مهام جمهور پرداخت ، اول كسى كه با منوچهر خان قمار ناسازگارى باخت به مقتضاى صدق مؤدّاى « 7 » « الاقارب كالعقارب » « 8 » طهماسب عمّ و ابدال برادر خان مذكور بود كه به اتّفاق شاهباز و منصور ولدان طهماسب مذكور و قباد برادرزادهء وى و زال « 9 » ولد پهلوان زال و گروهى از ارباب فتنه و فساد در مخالفت خان اتّفاق نموده قرب دو سه هزار نفر از اشرار الوار با اسباب حرب و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « آن » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : « و نخستين » ندارد .
( 3 ) . م : جان .
( 4 ) . الف ، ب : « الوار » ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : « دست » ندارد .
( 6 ) . ب : راهى .
( 7 ) . الف ، ب : « صدق مؤدّاى » ندارد .
( 8 ) . خزينة الامثال ، ص 36 .
( 9 ) . الف ، ب : و زوال .