گاه از راه بسط بساط خوشدلى و انبساط به « 1 » سير باغات خلدآسا و گلزارهاى ارم نما توجّه فرموده بر حسن بهار و طراوت لالهزار مىافزودند . و مقارن آن شاهد گل پيرهن بهار نيز پرده از رخسار عالمآرا برداشته طنطنهء كوس نوروزى غلغلهء بزم جهانافروزى در شش جهت هفت اقليم افكند .
گفتار در نقل مكان خسرو سيّارگان از قشلاق زمستان به ييلاق تابستان و آغاز بزم آرايى نوروز سلطان به خوشدلى و كامرانى شاهنشاه كامبخش كامران
نظم
بهار آمد كه بىصهبا نباشيم * گر او بىماست بىاو ما نباشيم
سواد شهر دلها را سيه كرد * چرا چون لاله در صحرا نباشيم
چون وقت آن رسيد كه چهرهپرداز صور نگارينپيكران گلستان به بيت الشرف خود نقل مكان نمايد و نوعروس بهار نقاب از رخسار خورشيد آثار خود بگشايد « 2 » ، بهين نوباوهء بوستان جهانستانى « 3 » در روز يكشنبه دوازدهم شهر جمادى الاولى سنهء هزار و شصت و پنج هجرى مطابق قوىئيل تركى كه نوروز جهانافروز بود به آراستن جشن نوروزى فرمان داده بزمآرايان از در امتثال فرمان درآمدند و در خانههاى اطبّاى حذاقت پيشه و حكماى اصابت انديشه « 4 » ، مقرّبان بساط قرب و محرمان حريم انس حكيم محمد حسين و حكيم محمد سعيد قمى كه هريك جالينوس زمان و مزاج دان خاقان جهانستان بودند و به هنگام ورود موكب مسعود منازل ايشان دولتخانهء اقبال شده بود رنگ نادرهكارى ريخته بهشت و بهار را به تماشاى آن جشن ارم نگار آوردند و اورنگآراى سلطنت پايدار خورشيدوار از
هامش
( 1 ) . الف ، ب : بر .
( 2 ) . الف ، ب : گشايد .
( 3 ) . الف ، ب : جهانستان .
( 4 ) . الف ، ب : پيشه .