عطف عنان عزيمت از سمت هندوستان به جانب احسا كرده از آنجا به همراهى باد مراد روى توجّه به صوب دارالسلام بغداد نهادند و پاشاى بغداد « 1 » ورود ايشان را وسيله وصول به حكومت بصره كه پيوسته در آرزوى آن به سر مىبرد شمرده با لشكر و سپاه بىكران و تهيّه و تدارك شايان به جانب بصره روان گرديد . و حسين پاشا بنا بر ميلان خطار جمعى از اعيان بصره به جانب احمد بيك و فتحى بيك و قرب ورود آن سپاه آراسته و لشكر پيراسته صلاح كار و مصلحت روزگار خود را در آن ديد كه دست توسّل به دامن دولت اين دودمان عالىشأن رسانيده ولايت بصره را به كاركنان سلطنت ابد مدّت سپارد و در اين باب عرضه داشتى در قلم آورده به آستان گردونشأن فرستاد .
و چون از زمان فرخندهنشان « 2 » خاقان رضوانمكان الى الآن بنا بر رفاه حال مسلمانان و اطفاى نايره ظلم و طغيان مبانى صلح و صلاح فيما بين آن حضرت و سلطان مراد خواندگار روم مشيّد و مستحكم شده بود خسرو كيخسرو غلام ، نقص عهد و ميثاق [ 99 ] را در شرع جهاندارى حرام ديده متوجّه جواب عرضه داشت حسين پاشا نگرديدند ، امّا پاشاى بغداد نخست آن دو خون گرفته را به تسخير قلاع جوازر « 3 » فرستاده مردم جوازر و مستحفظان قلاع آنجا از راه اطاعت و انقياد به استقبال ايشان شتافته قلاع آن ولايت را به تصرف « 4 » ايشان دادند . و چون خاطر « 5 » پاشا از جانب مردم جوازر جمع گرديد ، جمعى از كسان خود را به ضبط و حكومت آن ولايت فرستاده احمد بيك و فتحى بيك را به نزد خود طلبيد و ايشان وقتى به اردوى پاشا رسيدند كه حسين پاشا تكيه بر سدّ سديد عواطف شاهانه و مراحم خسروانه كرده از بصره با اتباع و اشياع خود روى عزيمت به جانب دورق و حويزه كه داخل ممالك محروسه است آورده بود و پاشاى مذكور « 6 » چون بىمنازعى بر
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « بغداد » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : شأن .
( 3 ) . جوازر از توابع شهر بغداد است . ( نظام ايالات در دورهء صفويه ، ص 13 ) .
( 4 ) . الف ، ب : به بصره .
( 5 ) . الف ، ب : « خاطر » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : مذكور را .