نوشيروان را بر باد داد و چون گلزار دولت پايدار از خار « 1 » وجود اشرار پرداخته آمد « 2 » نشاط شكار از خاطر قدس مناظر شهريار كامكار سر بر زده هواى شكار كلنگ ، خسرو فيروز جنگ را دو نوبت از مقرّ دولت پايدار به سير دشت و كهسار برد . و در نوبت نخست از رهگذر تصرّف هوا مزاج اقدس را از منهج اعتدال انحراف روى نموده به جانب شهر مراجعت فرمودند و بنا بر آنكه در آن اوان جالينوس عهد و يگانه دوران ميرزا محمد حسين قمى طبيب خاصّهء شريفه مرخّص و متوجّه سفر خير البلاد شده بود يگانه ارباب دانش و ديد ، ميرزا محمد سعيد برادر كهتر آن طبيب دانشور به هم دستى راى سديد دفع سوء مزاج زيورآراى تخت و تاج فرموده « 3 » ابواب خوشدلى صحت « 4 » ذات همايون بر روى جهانيان گشود . و در نوبت اخير كه به عزم نخجير و انديشه شكار سوار سمند برق تاز صبارفتار گرديده نوبت سير ابرش پريوش به شال و خيارج من اعمال دار السلطنهء قزوين رسيد و خاقان روى زمين كلنگ بيش از پيش به دام كومه و چنگال چرغ و شاهين صيد و آهنگ بازگشتن « 5 » نمودند . مهر جهانتاب سپهر صيدافكنى و شكار اندازى در اثناى اسب تازى از خانهء زين به سوى زمين ميل فرموده هول روز قيامت را بر نزديكان و ملتزمان ركاب همايون آشكار نمود و جان جهانيان نزديك به آن رسيد كه از مشاهدهء اين حال مفارقت ابدان اختيار كند ، امّا نگهدارندهء حقيقى و حافظ تحقيقى به يد قدرت ، آن حضرت را محافظت نموده جانهاى بهلبرسيده را به ابدان ايشان بازگردانيد و از اين رهگذر غبار ملالى بر آيينهء خاطر انور راه نيافته « 6 » بر سمند صبارفتار سوار عنان به صوب مراجعت تافتند و در اين رفت و آمد مضمون اين بيت حالى جهانيان آمد كه :
بيت « 7 »
دلا معاش چنان كن كه گر بلغزد پاى * فرشتهات به دو دست دعا نگه دارد « 8 »
هامش
( 1 ) . الف ، ب : خانه .
( 2 ) . الف ، ب : پرداختهاند .
( 3 ) . الف ، ب : فرمودهاند .
( 4 ) . الف ، ب : صحبت .
( 5 ) . الف ، ب : بازگشتى .
( 6 ) . الف ، ب : يافته .
( 7 ) . الف ، ندارد ؛ ب : فرد .
( 8 ) . ديوان حافظ ، ص 253 .