تفويض منصب سپهسالارى به اللّهويردى خان و انجام بعضى از مهام سلطنت ابد توأمان
چون على قلى خان سپهسالار ، چنانچه رقمزدهء كلك وقايعنگار شد ، به شامت اعمال ناهنجار از مسند اعتبار [ 100 ] بر خاسته در قلعهء الموت بىاعتبارى گرفتار گرديد ، راى ملكآراى عدالتپيرا نظام و انتظام مهام عساكر ظفر انتظام را وجههء همّت و الا و پيشنهاد خاطر قدسى مناظر ديده بالانشين انجمن تربيت و احسان ، اللّهويردى خان مصاحب و قوللرآقاسى و امير شكارباشى و بيگلربيگى كوهكيلويه را به جهت تفويض منصب سپهسالارى از جمله امراى عظيم الشأن برگزيد و بنا بر رعايت لوازم حزم و دورانديشى كه مبادا ديگرباره از روسياهان هندوستان حركتى به جناب دار القرار قندهار روى نمايد خدمتش را با فوجى از عساكر ظفرنشان به جانب خراسان روان گردانيد و بعد از نقل مكان خان عالىشأن به صوب صواب خراسان و بيگلربيگىگرى مملكت آذربايجان و ايالت دار السلطنهء تبريز را كه به على قلى خان سپهسالار سابق متعلّق بود به خان عقيدتنشان مرتضى قلى خان قورچىباشى و متولّى مضجع مطهّر و مرقد منوّر نوّاب خاقان رضوانمكان مرحمت فرموده ولايت همدان و ساير محال قلمرو علىشكر را كه به تيول مشار اليه مقرّر بود به خاصّهء شريفه اختصاص بخشيده وزارت الكاى مزبوره را به قلى جان بيك غلام خاصّهء شريفه متعلّق گردانيد .
و هم در آن اوان كه در « 1 » سايهء آفتاب معدلت اين يگانه گوهر افسر عدل و احسان جهان و جهانيان در مهاد امنوامان روزگار مىگذرانيدند به مسامع جلال شهريار بلنداقبال رسيد كه بعضى از امرا و اعيان لرستان سر از چنبر اطاعت و فرمانبردارى على قلى خان فرمان فرماى خود كشيده دامن زن شعلهء شور و شرّ گرديدهاند و خان مذكور كه بعد از حسين خان جد ، و شاهويردى خان والد خود در آغاز اهتزاز ازاهير
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « در » ندارد .