گوى مسابقت از امراى عالىمقدار ربوده بود به منصب جليل القدر عظيم الاعتبار وكالت ديوان اعلى افسر امتياز بر سر ديده ، اعطاى مهر مبارك اين منصب ارجمند كه در آن ولا به اشارهء و الا با مهر مبارك شرف نفاذ نقشپذير شده بود وسيلهء سربلندى و گردن فرازى وى گرديد . و خسرو ميرزاى « 1 » ، داروغهء دار السلطنهء اصفهان كه از نژاد سلاطين گرجستان بود بر مدارج اعتلا ارتقا يافته به رستم خان موسوم و به منصب نمايان قوللرآقاسىگرى و لقب ايالت و خانى محسود امثال و اقران شد و عنايت خسروانه و مراحم شاهانه « 2 » ، تخته بيك يوزباشى استاجلو را كه در آن ولا به لقب ايالت و خانى سرافراز شده بود ، به خدمت قورچىگرى تير و « 3 » كمان و شاه على بيك خلف على قلى خان « 4 » شاملو را به منصب قورچىگرى تركش و خليل بيك سوسهاوغلى ذو القدر را بنا بر رعايت حقوق خدمت آبا و اجداد وى به لقب سلطانى و حكومت محالى « 5 » كه به درگاه قلى سلطان نبيرهء دخترى ندر خان مهردار « 6 » اختصاص داشت سربلند فرمود و بنا بر آنكه به تعليم معلّم فطرت سواد خوان خط سرنوشت يكرنگى و اخلاص فدويان جان فشان بود ، صحايف حال و پيش آمد احوال جانى بيك شاملو را به نظر امعان مطالعه فرموده به ازاى خيرانديشى و اخلاص كيشى و ظهور حسن خدمات شايستهء وى در زمان خاقان گيتىستان فردوس مكان خدمتش را به منصب يساولىصحبت كه نخستين پلهء سلّم بلندپايهء ترقياتش [ بود ] « 7 » صعود فرمود .
و همچنين ميرزا محمد مجلس نويس سابق « 8 » ، به پايهء بلند وزارت غلامان و حسن بيك ملازم على قلى خان شاملو ايشيكآقاسىباشى به مرتبهء ارجمند وزارت تفنگچيان محسود امثال و اقران گرديده به اعلى مدارج اعتبار و اقتدار رسيدند . و چون در آن اوان به انهاى منهيان راست گفتار اخبار شورش خراسان از راه
هامش
( 1 ) . خسرو ميرزا برادر بكرات خان از سلاطينزادههاى گرجستان بود . ( ذيل عالمآراى عباسى ، ص 7 ) .
( 2 ) . م : خسروانه .
( 3 ) . الف ، ب : « تيرو » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : « خان » ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : آن محال .
( 6 ) . الف ، ب : بدر خان فيض .
( 7 ) . م : ندارد .
( 8 ) . ب : سابق را .