بيان وقايع و سوانح ايّام اقامت موكب ظفر خاصيّت « 1 » در مازندران بهشتنشان
از آن جمله آنكه ، در اوقاتى كه رايات نصرت آيات در نزهتآباد آن ديار و بلاد آسمانساى بود بلدهء طيّبهء اشرف را كه در حقيقت اشرف بقاع روى زمين و مكان مىگسارى و محل شكفتگى گلهاى بهارى است به جلوس همايون اختصاص فرموده ابواب عيش و خوشدلى بر روى دولت پايدار گشودند . و روزها كه سيمرغ زرّين بال مهر درخشان از آشيان افق آسمان پرواز مىشد شاهباز عزم خسروانه به هواى صيدافكنى و شكار اندازى بال پرواز گشوده ساحت صيدگاه را از خون شكارى نمودار صحن لالهزار و غيرت كوه بدخشان مىفرمود و شبها كه شبگردان ثوابت و سيار بر بام اين فيروزه حصار قرار پاسدارى مىدادند بزم خوشدلى و مىگسارى چيده محرمان حريم حرمت را با گردنبلندان صراحى و سيم غبغبان ساغر زر به آن بزم خلد قرين طلب مىنمود و پيوسته روزگار فرخنده آثار به نشاط و شكار و سير گلزار و كشيدن ساغرهاى سرشار سپرى مىشد تا چراغ بخت عباسآباد ارمنهاد به پرتو التفات خاقان والانژاد روشن و به « 2 » موجب فرمان لازم الاذعان اطراف و جوانب درياچهء آن رشك روضهء رضوان و غيرت باغ جنان نموده به گلهاى آتشى « 3 » چراغان گلشن گرديد و در شبى كه روز فروزان « 4 » شدن چراغ چراغان بود ، مهر جهانتاب سپهر تاجدارى در تالار ارم يادگار درياچه مذكور بزم مىگسارى چيده با مجلسيان مجالس « 5 » خلدآيين [ 85 ] هم پياله و همنشين گرديد و بعد از افروختن چراغ دماغ مجلسيان به آتش بىدود بادهء ارغوان « 6 » اشاره به گرمى هنگامه چراغان فرموده آتش دستان دست به افروختن شمع و چراغ چوببستهاى اطراف درياچه كه به تماثيل عجيبه و اشكال غريبه آراستگى داشت گشودند و در يك چشم بر « 7 » هم
هامش
( 1 ) . الف ، ب : نصرت آيت .
( 2 ) . الف ، ب : « به » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : آتشين .
( 4 ) . الف ، ب : فيروزان .
( 5 ) . الف ، ب : مجلس .
( 6 ) . الف ، ب : ارغوانى .
( 7 ) . الف ، ب : به .