مكان نموده ابواب جهان جهان خوشدلى و شادمانى بر روى جهان و جهانيان گشود و به فرمان فرمان فرماى جهان ، فرمانپذيران در عمارت « 1 » دولتخانهء اصفهان به تهيّه و تدارك جشن نوروزى و بزم عالمافروزى پرداخته طنطنه كوس شادى و غلغلهء خوشدلى و مباركبادى در شش جهت هفت اقليم انداختند . و چون بزم ارم قرين و مجلس بهشتآيين رشك نگارخانهء چين و غيرت خلد برين گرديد ، خاقان روى زمين چون آفتاب انور بر كرسى زر تكيه فرموده ابواب عشرت و مىگسارى بر روى مجلسيان آن بزم خلدنشان گشود . و بعد از انقضاى آن جشن شاهانه و خوشدلى جاودانه شاهباز عزم خسروانه را نشاط صيد و شكار در پرواز آورده ، نخست به الهام ملهم فطرت و تعليم معلّم فطنت فرمان لازم الاذعان به شكارى كردن شيران به عزّ نفاذ رسيده باعث تعجّب نظارگيان گرديد .
بيان شكارى كردن شيران به تعليم سعى و كاردانى خان عالىشأن اللّهويردى خان مصاحب و قوللرآقاسى و امير شكارباشى
بر صيدافكنان نخجيرگاه مطلب شكارى « 2 » و وايافتگان رموز دانشاندوزى و كامل عيارى كه صحراگردان شكارگاه اوضاع جهان و هاموننوردان باديهء اخبار باستاناند مخفى و مستور نيست كه از روزى كه به ارادهء پادشاه پادشاهان و تاجبخش صاحب كلاهان جل جلال قدسه افسر جهاندارى و تاج شهريارى بر فرق اقتدار [ 83 ] سلاطين جهان و خسروان نافذ فرمان گذاشته رسم و آيين شهريارى و قاعده و قانون دشمن شكارى را پيشنهاد خاطر ايشان داشتهاند و رسم و راه شكارافكنى و صيد اندازى در ميان سلاطين جهان و پادشاهان جهانستان به هم رسيده به خاطر هيچيك از سلاطين سلف خطور ننموده كه شيران درنده را به تعليم كاردانى صيدافكن و شكارى نموده مانند يوزان فرمانپذير و شكارانداز نموده
هامش
( 1 ) . الف ، ب : عمارات .
( 2 ) . الف ، ب : نگارى .