تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
بوده بدون آنكه داخل شهر شوند به صوب مازندران بهشت‌نشان توجّه فرمودند « 1 » . و فرمان لازم الاذعان به صدور پيوست كه شيران صيدافكن شكارانداز با « 2 » موكب ظفر طراز همراه بوده در شكارگاه‌هاى آن ملك دلپذير كه جمعيّت‌آباد انواع بهايم و مقام جوش و خروش و حوش است به تماشاى صيدافكنى شيران شكارى عشرت‌پيرا و طرب‌افزا بوده باشند و چون مهر جهانتاب سپهر شيرشكارى از افق ولايت [ 84 ] مازندران خلد بنيان تابان گرديد منزل به منزل مىگسار و شكارافكن بوده ، سير صيدافكنى شيران شكارى مىفرمودند . و در عرض راه كه شيران شكارافكن را سوار مراكب بادپاى نموده از اين راه به صعوبت و دشوارى مراحل و منازل مىپيمودند « 3 » . بر آيينهء ضمير خورشيد نظير عكس‌پذير گرديد كه هر چند حمل شيران شكارافكن « 4 » بر اسبان قوى جثه قوى تن صورت‌پذير باشد ليكن آميزش و نزديك بودن « 5 » آن دو حيوان به يكديگر مانند آميزش آتش سوزان و باد فروزان خواهد بود ، پس به فرمان اقدس محمل‌هاى متين بر روى گردونه‌هاى رنگين مرتّب داشته شيران « 6 » را حمل و نقل شكارگاه‌ها مىنمودند و چون مدار صيدافكنى و شكاراندازى در آن ديار بر مرور و عبور رودخانه‌هاى سرشار و آبهاى بىشمار و گذار محمل‌ها و گردونه‌ها از آن رودخانه‌ها دشوار مىباشد ، فرمان و الا به عزّ نفاذ پيوست كه محمل شيران شكارى را بر افيال كوه تمثال كه از غنايم تسخير دار القرار قندهار بود بار كرده به فراغ بال از آبها و رودخانه‌ها گذرانيدند . و تا شهريار شير شكار در آن ديار اقامت داشت اكثر اوقات به تماشاى صيدافكنى شيران شكارى طرب‌افزا و عشرت‌پيرا بوده ابواب عيش و مىگسارى بر روى روزگار فرخنده آثار مىگشودند تا رفته رفته بازار بوالعجب‌كارى شيران شكارى در گرفت و گير گراز [ گرم و ] « 7 » مقرّر فرمودند كه به جهت شيران صيدافكن قلاده‌هاى مرصّع و زنجيرهاى طلا و جل‌هاى زربفت سامان نموده بعد از آن به اين زيب و آيين ملتزم موكب ظفر قرين نمودند .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « بدون آنكه . . . فرمودند » ندارد . ( 2 ) . الف ، ب : « با » ندارد . ( 3 ) . الف ، ب : دشوارى طى مراحل مىنمودند . ( 4 ) . ب : حمل شيرافكن . ( 5 ) . الف ، ب : شدن . ( 6 ) . هر سه نسخه : شتران . ( 7 ) . هر سه نسخه : ندارد ، تصحيح قياسى شد .