تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
بالتو على ايلچى سلطنت پناه عبد العزيز خان كه به جهت تشييد مبانى محبّت و و داد روى عزيمت به موكب ظفر بنياد نهاده بود با نامهء صداقت بنيان و يادبود نمايان به پايهء سرير و الا رسيده ، به سجده و پاىبوس و مجالست « 1 » مجالس ارم‌نشان و سير چراغان سرچشمهء گندمان خوش‌دل و شادان « 2 » مرخّص و به جانب مملكت تركستان روان گرديد . و ليالى و ايّام خاقان فريدون غلام به كام دل گذران بود تا باد خزان تاراجگر گلهاى گلستان گرديده عنان عزيمت شهريار جهان را به صوب صواب دار السلطنهء اصفهان معطوف گردانيد . و چون به ساعت سعد و طالع مسعود و سراپردهء جلال خسرو بلنداقبال به مقر دولت بىزوال نزول اجلال « 3 » فرمود تتمهء آن سال خير مآل و سال فرخ‌فال لوىئيل مطابق هزار و شصت و دو هجرى را كه نوروز فيروزش روز پنجشنبه نهم شهر ربيع الثانى اتّفاق افتاده بود به عيش و شادمانى گذرانيده به جلوس همايون بر اورنگ كام‌بخشى و كاميابى هر روز بر خلق جهان روز نوروز و هر شب نمودار شب عيد بود تا گلدسته بند گلهاى بهار « 4 » ، يعنى آفتاب تابان به بيت الشرف خود انتقال نمود .

آغاز اهتزاز بهارستان اقبال در سال فرخ‌فال ييلان‌ئيل تركى مطابق هزار و شصت و سه هجرى و انتقال گرداننده ماه و سال به بيت الشرف و نقطهء اعتدال

چون وقت آن رسيد كه ديگرباره سقاى ابر آذارى و فراش باد بهارى ساحت گلستان را از گرد غبار افسردگى فصل زمستان پرداخته به فرخى و فيروزى هنگامهء جشن نوروزى را گرم سازد انجمن‌آراى بزم بهار ، يعنى آفتاب جهانتاب در روز پنجشنبه بيستم شهر ربيع الثانى از زمستان خانهء حوت به بيت الشرف حمل ، نقل
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « مجالست » ندارد . ( 2 ) . الف ، ب : شادمان . ( 3 ) . الف ، ب : « اجلال » ندارد . ( 4 ) . الف ، ب : گل دستهء بهارى گلهاى بهار .