تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
فرموده به اعطاى سيم و زر كه شمارش از اعداد لا يتناهى تجاوز نمود ، ابواب گونه گونه خوشدلى و شادمانى بر روى سادات عالىدرجات و علماى اعلام و فقهاى عظام و فضلاى كرام و ساير طلبهء علوم دينيّه و صلحا و ارباب استحقاق گشود و در اثناى هطلان اين ابر احسان ، كشت مرام عساكر ظفر احتشام نيز به سر سبزى و طراوت رسيده سركرده‌هاى افواج بحر امواج و مستحفظان ثغور و كوتوالان قلاع و مانند ايشان به دستور امثال و اقران به تشريفات نمايان و زر و سيم بىپايان از اغنياى جهان گرديدند . و چون در اثناى اين قيل و قال به مسامع جلال شهريار بلنداقبال رسيد كه مواجب و مرسوم چندين سالهء سپاه ظفر پناه كه از راه امتداد اسفار بعيده كه دستشان به دامن اخذ و بازيافت تنخواه آن نرسيده بود در دفاتر خلود باقى است ، بنابراين به اشارهء آن حضرت مستوفيان عظام مطالبات « 1 » ديوانى عساكر ظفر احتشام را بالاتمام از خزانهء انعام عام تنخواه داده به مقتضاى الاكرام بالاتمام « 2 » رسد متوفّيات « 3 » را به ورثهء ايشان رسانيدند و بعد از ابراء ذمه جد بزرگوار از حقوق شرعى لشكر ظفر شعار به فكر تعمير دلهاى خراب و پژوهش حال شكسته‌بالان جهان پرانقلاب افتاده رعايت عموم رعايا و كافهء برايا منظور انظار كيميا آثار شهريار گردون اقتدار گرديد و نخستين گلى كه از گلزار فرمان قضا جريان اين زيورآراى افسر و « 4 » اورنگ بر شاخسار اظهار شكفته باعث طراوت و آب‌ورنگ گلزار روزگار گرديد رفع تعدّى محصّلان اجراى آب كرنگ بود كه از راه نفاذ فرمان لازم الاذعان خاقان گيتىستان فردوس‌مكان ، بنا بر وفور توجهى كه در باب معمورى و آبادانى دار السلطنهء اصفهان مكنون خاطر همايون داشت ، ابواب تفرقه و پريشانى بر روى رعاياى ممالك محروسه مىگشود و چون بر مرآت خاطر انور اين خديو رعيّت‌پرور و شهريار عدالت‌گستر عكس‌پذير شد كه كوهى فلك شكوه سنگ راه آمدن اين درياى روان به كشتزار اميد رعايا و زارعين دار السلطنهء اصفهان است « 5 » و از اين راه آوردن آن آسان آسان احتمال وقوع و صورت امكان ندارد ، اخراجات آن را
هامش
( 1 ) . الف ، ب : مطالب . ( 2 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 234 . ( 3 ) . الف ، ب : مستوفيان . ( 4 ) . الف ، ب : « افسر و » ندارد . ( 5 ) . الف ، ب : بسته .