حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ »
« 1 » « 2 » چشم رسيد و سبب « 3 » آن گرديد كه مرتضى قلى خان قورچىباشى كه حسب الفرمان قضا جريان در كنار رود هيرمند اقامت داشت به خيال آنكه خودنمايى خس و خار در برابر بحر ذخّار چون پايدار نيست و عن قريب بنيان ثبات و قرار جنود هنود به سيلاب « 4 » كثرت و عدّت و بأس و سطوت عساكر نصرت خاصيّت با خاك تيره يكسان خواهد شد چرا خود را به ايلغار به مضمار گيرودار نرساند كه اين فتح نامدار به اسم ديگرى از امراى موكب ظفر شعار انتشار بيابد « 5 » و با اين خيال دور از كار ، سپهسالار را نيز از راه برده بر مراكب برقرفتار سوار گرديده با وجود بعد مسافت و شدّت گرمى هوا خود را به معسكر ظفرلوا مىرسانند « 6 » . و مخالفت فرمان خاقان جهانگير سررشتهء راى و تدبير را از كف خان مشار اليه گرفته در آخر آن روز كه قطع مسافت بعيده نموده بار « 7 » ايلغار در معسكر ظفر اثر گشوده بود چون فوج مخالفان را در برابر بحر بىكران لشكر ظفر توأمان مانند قطره به دريا و ذرّه به خورشيد جهانآرا مشاهده مىنمود از مضمون صدق مشحون
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ »
« 8 » غافل و ذاهل افتاده به قهر و غلبهء تمام عساكر ظفر احتشام را به صفآرايى و نبردآزمايى فرمان مىدهد . و تواچيان لشكر و سران و سركردگان عساكر نصرت اثر به ظاهر كار بنياد تسويه صفوف و تعبيهء آوردگاه نموده ، نظر على خان متولّى دار الارشاد چون حسب الفرمان و الا مقدمهء سپاه ظفر لوا بود رايت چرخچىگرى افراخته ميمنهء با يمن به صفآراى قورچيان عظام و ميسّرهء با يسر به جمعيّت غلامان خاصّهء شريفه و جمعى از امراى عظام استحكام پذيرفته خان عالىراى با جمعى از امراى نبردآزماى رايت اقامت در قلب لشكر مىافرازند . و مقارن صفآرايى يكهتازان ميدان جانفشانى نجف قلى بيك اميرآخورباشى و شاهين آقا و قراتاش « 9 » بيك و جانى بيك يوزباشى غلامان و نجفقلى بيك خلف
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « كثرتكم » ندارد .
( 2 ) . توبه ( 9 ) ، آيهء 25 .
( 3 ) . الف ، ب : سلب .
( 4 ) . الف ، ب : سلاوت .
( 5 ) . الف ، ب ، م : نيابد .
( 6 ) . الف ، ب : مىرسانيد .
( 7 ) . الف ، ب : باز .
( 8 ) . ابراهيم ( 14 ) ، آيهء 7 .
( 9 ) . الف ، ب : قراباش .