تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
دكنى و قليچ خان و ساير راجه‌هاى معتبر با لشكرى گران و سپاه بىپايان با افيال كوه تمثال و توپهاى گران و اسباب قلعه‌گشايى و قتال و جدال « 1 » به صوب قندهار ارسال نموده خود نيز به اتّفاق داراشكوه پسر بزرگ خود كه به سمت « 2 » وليعهدى موسوم و امتيازش به اين خطاب از ساير برادران معلوم بود طريق توجّه به صوب كابل پيمود . و بعد از ورود جنود هنود به حدود قندهار با آنكه اورنگ زيب و سعد اللّه خان از مشاهدهء برج و باره و حصانت و متانت حصار استوار قندهار ، جزم نموده بودند كه فاتح اين قلعهء خيبر آثار به جز كليد تأييد كردگار و شمشير جهانگير شهريار روزگار نمىباشد ، امّا به حكم اضطرار اطاعت و فرمانبردارى قرار قلعه‌گشايى با خود داده روى اهتمام به بردن سيبه و كندن نقب و جر نهادند و سپاهى گران به سردارى قليچ خان و خنجر خان و قباد خان و اللّه قلى خان به تسخير قلعهء بست روان نموده ابواب بيهده‌كارى در هر كارى بر روى روزگار خود گشودند « 3 » . بنا بر آنكه ضمير آيينهء نظير خسرو گردون سرير به تماثيل غيبى عكس‌پذير بود ، بعد از ورود موكب مسعود به دار السلطنهء هرات به صوابديد حزم و دورانديشى مقرّر فرمودند كه جنود ظفر ورود در اطراف و جوانب ديار خراسان رحل اقامت افكنده پذيراى فرمان باشند و سلك جمعيّت عساكر اقبال در آن محال به هم پيوسته بود تا عريضهء محراب خان امير الامراى قندهار مشعر بر [ 70 ] جرأت و جسارت جنود هنود به پايهء سرير و الا رسيده درياى جمع آمدن سپاه دشمن‌شكن و جنود خصم‌افكن موج زن گرديد و به موجب فرمان لازم الاذعان نخست نظر على خان سوكلن متولّى و حاكم دار الاشاد اردبيل و يكه‌تاز معركهء جلادت نجف قلى بيك زنگنه اميرآخورباشى ، پيشتر از آنكه درياى پرجوش و خروش جيوش جوشن پوش به موج درآمده به سركردگى سپهسالار روان شوند مقرّر شد كه
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « و قتال و جدال » ندارد . ( 2 ) . الف ، ب : رسم . ( 3 ) . قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 439 : « چهار چمن اطراف حصار قندهار به تاريخ روز چهارشنبه شهر جمادى الاول هزار و پنجاه و هشت سنهء سيچقان‌ئيل تركى محل نشيمن استقلال شاهزاده اورنگ زيب و سپاه كينه خواه گرديد » .