بيت
فصل بهار و انجمن عيش شهريار * ساقى دگر براى چه روز است مى بيار
شرح چگونگى حال خيال محال سريرآراى ديار هندوستان دربارهء استرداد « 1 » قلاع « 2 » قندهار و ارسال اورنگ « 3 » زيب ولد رشيد خود با لشكر بسيار و اسباب بىشمار به تسخير قندهار و دستازپادرازتر برگشتن و كارى نساختن
چون دست قوى بازوى اقبال بىزوال اين متكى ارايك جاه و جلال ابواب مغلقهء قندهار را به زور سرپنجهء دست ولايت و قوّت بازوى سلطنت ابد مدّت گشوده « 4 » بعد از نظام و « 5 » انتظام مهام آن ديار اعلام فيروزى « 6 » فرجام و رايات نصرت آيات به صوب صواب دار السلطنهء هرات طريق مراجعت پيمود ، راى فرمان فرماى ديار هندوستان به اغرا و اغواى شاه حسين سلطان ابدالى كه از راه عصبيّت دين باطل و عدم اعتناى محراب خان اميرالامراى دار القرار قندهار در حفظ و حراست آن غدّار نابكار از قلعه فرار نموده به ديار هند پيوسته بود و به « 7 » اكاذيب دلفريب و دروغهاى بىفروغ كه خاقان قلعهستان بعد از تسخير قندهار بلا « 8 » توقّف روانهء دار السلطنهء اصفهان گرديده و از عساكر نصرتنشان جمعى كه كمك مستحفظين قندهار توانند نمود در آن حدود و ديار خراسان باقى نمانده ، استرداد قلعهء قندهار را در نظر خيال آن شهريار محالانديش به سهولت و آسانى جلوه داده ، لاجرم خاطر خود را به آن مزخرفات درهم خرم ساخته رايت لشكركشى و سپهآرايى افراخت . و اورنگ زيب ولد رشيد خود را به مرافقت سعد اللّه خان وزير و بهادر خان « 9 » سپهسالار و رستم خان
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « استرداد » ندارد . .
( 2 ) . الف ، ب : قلعه .
( 3 ) . الف ، ب : اورنگ .
( 4 ) . الف ، ب : گشودند .
( 5 ) . الف ، ب : « نظام و » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : فيروز .
( 7 ) . الف ، ب : « به » بىالف .
( 8 ) . ، ب : بىالف .
( 9 ) . ، ب : بهادران .