تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠

آغاز مىگسارى سريرآراى اورنگ تاج‌دارى

چون در شرع كاميابى و كامرانى سيّما در عنفوان شباب و آغاز جوانى راح ريحانى و بادهء ارغوانى اين اورنگ‌آراى تخت كيانى مباح و غايبانه پيشنهاد خاطر امراى نامدار و عساكر نصرت شعار در امر مىگسارى خاقان روزگار مبالغه و الحاح بود ، بعد از آنكه جشن نوروزى و بزم جهان‌افروزى منقضى گرديد مجددا خسرو اقبالمند در كنار رود هيرمند با خاصّان و محرمان مجلسى « 1 » بهشت مانند چيد و حجّاب درگاه جهان‌پناه به اشارهء و الا چوب منع از سر راه مستورهء بنت العنب و ساقيان شورانگيز شكرلب و گردن‌بلندان صراحى و مينا و نوش لبان پياله و ساغر برداشته مطربان طرب‌افزا و خنياگران عندليب نوا و ساير بزم‌آرايان انجمن خوشدلى را به آن بزم خلدآيين گذاشتند « 2 » و چون خبر مىگسارى اين يگانه گوهر بحر تاج‌دارى به شاهدان گلستان رسيد بزم شكفتگى و طراوات در ساحت باغ و بستان چيده از دست ساقى بهار بادهء بىخمار رنگ و بو كشيدند ديدهء خواب‌آلود نرگس كه به هواى بيدارى « 3 » ، چشم به راه باد بهارى بود به هواى تماشاى اين بزم ارم نگار همه تن ديدهء بيدار شد و طرهء طرار بنفشه و گيسوى مشكبوى سنبل خط بندگى و سرافكندگى به زلف و كاكل ساقيان گل پيرهن اين بزم ارم قرين دادند و مىگساران گلستان تا « 4 » باده‌كشان مجلس بهشت‌آيين را تردماغ و مستان بينند ميناى غنچه و ساغر گل و سبوى « 5 » كدو را لبريز بادهء بىخمار به ساحت اين گلزار كشيدند و چون مجلس بهشت‌آيين به آتش بىدود بادهء ارغوانى گرم شد و ساقيان سيمين سنبل گيسو و شاهدان گل پيرهن بنفشه مو گردن صراحى و غبغب ساغر در كف از هر طرف دست‌افشان و پاىكوبان به جلوه [ 69 ] درآمدند ، به پيمودن ساغرهاى سرشار ، مجلسيان را از نشئه بادهء بىخمار خبردار گردانيدند و زبان حال « 6 » دربارهء اين بزم ارم مثال بدين مقال گويا بود :
هامش
( 1 ) . الف ، ب : مجلس . ( 2 ) . الف ، ب : گذاشته . ( 3 ) . الف ، ب : بيدار . ( 4 ) . الف ، ب : « تا » ندارد . ( 5 ) . الف ، ب : دستور . ( 6 ) . الف ، ب : خان .