تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
مراجعت معطوف فرمودند « 1 » . القصّه ، فتح اين قلعهء فلك‌شأن ، كه زبان بيان از شرح چگونگى بنيان [ 67 ] و متانت و حصانت « 2 » آن قاصر است ، به قوى دستى اقبال روز افزون و پايدارى سلطنت ابد مقرون و زور سرپنجهء راى قلعه‌گشاى امراى عظام و قوت بازوى جلادت و جان‌فشانى عساكر ظفر احتشام در عرض پنجاه و نه روز مفتوح گرديده به جز كلبعلى خان افشار حاكم ارومى و فراه به زخم مهرهء بادليج اهل قلعه جان فداى ولىنعمت جهان و جهانيان كرد به ديگرى از نامداران صاحب اسم و رسم گزندى نرسيد و چون نوعروس اين فتح نامدار به عقد دوام اقبال پايدار درآمد ، شعراى عهد كه در موكب جاه و جلال بودند تواريخ سزاوار به جهت ضبط سال تاريخ اين فتح نمايان در سلك نظم كشيدند و : مصراع
آمد كليد مملكت هند قندهار * و دست ولايت مدد نمود
از آن جمله است . و « دست ولايت مدد نمود » ، از آن جمله است . و از غرايب وقايع اين سفر خجسته اثر كه خبر وقوع آن در اثناى محاصرهء اين قلعهء فلك‌شأن به مسامع جلال اين خسرو بلنداقبال رسيد ، سردادن محمد قلى سلطان نوادهء حاجم خان به جوهر شمشير عالم‌گير « 3 » اين شهريار خورشيد نظير
هامش
( 1 ) . تاريخ صفويان ، ص 109 : « روز يكشنبه بيست و يكم ، نوّاب همايون از قندهار كوچ كرده نوروز سلطانى را در كنار هيرمند گذرانيده و روز پنجشنبه نهم ربيع الثانى داخل دار السلطنه هرات شدند » . شاه عباس دوم فتح قندهار را طى نامه‌اى به مصحوب شاه وردى سلطان به اطلاع پادشاه هندوستان رسانيد . جهت آگاهى از متن نامه به بخش تعليقات رجوع شود . ( 2 ) . الف ، ب : « بنيان و متانت و حصانت » ندارد . ( 3 ) . الف ، ب : حاكم‌گير .