ولايت هندوستان است رسانيده نگذارد كه دست تعدّى و طغيان احدى از غازيان ظفرنشان به دامان مال و جان آن جماعت رسد و از خزاين موفور و اموال « 1 » غير محصور آن طايفهء مقهور كه به حكم قلعهگشايى جاى آن داشت كه به عساكر منصور بايد گذاشت ، امّا بنا بر رعايت دوستى و صداقت كه فىمابين اين دودمان ولايتنشان و خاندان فرمان فرماى هندوستان از ديرباز متحقّق بود سواى دو زنجير فيل كه دولت خان مذكور به هنگام مرخّص شدن به رسم پيشكش از نظر كيميا اثر گذرانيد عواطف خسروانه و مراحم پادشاهانه نگذاشت كه كسى پاى دراز دستى بر سر راه ايشان تواند گذاشت . و شادى خان كه يكى از ايشان بود به دستگيرى طالع و پايمردى بخت و امداد لطف الهى و راهنمايى تأييد « 2 » نامتناهى روى اميدوارى به آستان والاشأن آورده عزم توطن در گلزار هميشه بهار مملكت ايران كرد و خاقان غريبنواز [ 66 ] ابواب عنايت و احسان بر روى وى و كسان و منسوبان او باز كرده به عواطف بىكران مفتخر و ممتاز گردانيد . و چون پيوسته خاطر آفتاب اشراق « 3 » بنا بر حسن نيت و صفاى طويت به آن مشتاق مىباشد كه بنيان دوستى و موالات پادشاهان ايران و هندوستان كه در عهد سلطنت سلاطين سلف چون بناى هرمان پايدار و برقرار بوده از رهگذر تسخير قندهار غبار نقارى بر آيينهء خاطر شهريار آن ديار ننشيند مقرّر فرمودند كه گلدستهبند گلهاى هميشه بهار سوانح ايّام سلطنت پايدار نامه صداقت ختامه به اسلوب مرغوب نگاشته شاهقلى بيك * خلف مقصود بيك ناظر سابق بيوتات را به مرافقت دولت خان به رسم سفارت به آن ولايت روانه داشتند . و بعد از انجام مهام مزبور راى آفتاب ضيا و انديشهء مملكت پيرا اقتضاى آن نمود كه خورشيدوار از افق قلعهء قندهار تابان شده به نفس نفيس مشاهدهء اساس گردون مماس قلعه و برج و بارهء حصارهاى متعدده قلعهء « 4 » مذكور نمايند . و به اين عزم صواب ديدهء ركاب به ركوب همايون نور و ضيا پذيرفته به اتّفاق اركان دولت روز افزون و اعيان سلطنت ابد مقرون و بيگلربيگيان و امراى
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « اموال » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : طالع و تأييد .
( 3 ) . الف ، ب : اشراق مظاهر .
( 4 ) . الف ، ب : « قلعه » ندارد .