تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
كافهء ملتزمان درگاه معلّى مانند كواكب كه از هر جانب هالهء ماه تابان باشند ، در آن مجلس ارم‌نشان به قدر پايهء قدر و شأن خود نشستند و ايستادند و در آن جشن عشرت و شادمانى بعد از بسط بساط مسرّت و كامرانى اورنگ‌آراى سرير كيانى قامت قابليّت هريك از مجلسيان آن بزم روحانى و ساير ناظمان كارخانهء سلطنت و كشورستانى را كه ملتزم موكب جهانبانى مىباشند از جامه خانهء عواطف بىغايت خسروانه و عنايت بىنهايت پادشاهانه به تشريف امتياز سرافرازى داده خلعت رفع تعزيت جد بزرگوار و تشريف تهنيت سلطنت پايدار نام نهاد و خلاع فاخره آن روز فيروز كه خلعت نوروزى و تشريف جهان‌افروزى عالميان گرديد از پوستينهاى سمور ابره مخمل زربفت و منديلهاى تمام زر و قباها و بالاپوشهاى بوم طلا و نقره و ساير اثواب گرانبهاى زرتار به هشت هزار رسيده ، اسب تازىنژاد با زين و لگام زرّين علاوهء تشريف عيسى خان قورچىباشى و دوات قلم مرصّع به لآلى ثمين رديف تشريف نوّاب سلطان العلماء خليفه سلطان و دگنك طلاى مكلّل به جواهر گرانبها مزيد عارفهء زينل خان بيگدلى ايشيك آقاسى و جيقهء مرصّع به يواقيت و لآلى رنگارنگ تاج افسر سرافرازى يوسف آقا و كمر خنجر مرصّع قيمتى زيب كمر « 1 » عبوديت و اخلاص خسرو ميرزا داروغهء اصفهان برادر بكرات خان گرديد . و بنا بر آنكه آفتاب تابان به قريب و بعيد و دور و نزديك يكسان « 2 » مىتابد ، بيگلربيگيان و امرا و وزرا و كلانتران محال دور دست مملكت عراق و آذربايجان و ولايت شيروان « 3 » و گرجستان و قراباغ « 4 » و فارس و خراسان و دار الامان كرمان و دارالسلام بغداد و [ 7 ] عربستان و لرستان و كردستان و ساير اكابر و اعيان ممالك محروسه را از جامه خانهء عواطف بىپايان خسروانه به خلاع فاخره و تشريفات باهره پيرايهء سربلندى كرامت
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « كمر » ندارد . ( 2 ) . الف ، ب : « يكسان » ندارد . ( 3 ) . شيروان : اين ولايت در جنوب شرق قفقاز در حوزهء علياى نهر ارس و رود كورا ، مجاور با گنجه و شكى واقع شده است . ( لغت‌نامه ؛ گلستان ارم ، ص 3 به بعد ) . ( 4 ) . قراباغ اصطلاحى است كه اولين بار در نزهة القلوب آمده است . قراباغ كه مركز آن شوشى است در ميان دو رود كر و ارس قرار دارد ( سازمان ادارى ، ص 192 ) .