رخسار خود را به « 1 » بزمآرايان اين جشن ارم نگار نموده اورنگآراى سرير چهارم « 2 » در روز چهارشنبه « 3 » بيست و پنجم شهر رجب المرجب « 4 » اين سال خير مآل بار اثقال « 5 » در بيت الشرف خود گشوده طنطنهء كوس نوروزى آوازهء بهروزى و جهانافروزى را در شش جهت هفت اقليم تازه كرد و بزمآراى بهار به جهت آراستن جشن نوآيين اين تازه گل گلزار دولت و دين كه به فرمان آن يگانه گوهر بحر ايجاد و تكوين در عمارت دلنشين باغ نقش جهان غيرتافزاى باغ جنان و رشك فرماى روضهء رضوان گرديده بختيان كوه كوهان ابر آذارى را به زير بار آورده ديدهء خوابآلود نرگس كه به هواى بيدارى چشم [ 6 ] به راه وزيدن باد بهارى بود به تماشاى اين جشن ارم نگار سراپا ديدهء بيدار شد و طرهء طرار بنفشه و سنبل كه از زلف و كاكل گل پيرهنان گلستان چون بلبل به هزار دستان نغمهسرا بود جاروب غبار رهگذار اين خسرو جماقتدار گرديد و مىگساران گلستان تا مجلسيان اين بزم ارمنشان را تردماغ و مستان سازند ميناى غنچه و ساغر گل و سبوى كدو را لبريز بادهء بىخمار به صفهء بار آوردند ، ساقيان سمنبر « 6 » سنبل گيسو و شاهدان گل پيرهن بنفشه مو گردن صراحى و غبغب پياله در كف « 7 » از هر طرف دستافشان و پاىكوبان به سر وقت مجلسيان اين بزم ارمنشان رسيده به پيمودن ساغرهاى سرشار مىكشان را از نشئه بادهء خوشدلى پايدار آگاه « 8 » و خبردار گردانيدند . و چون به سقّايى ابر « 9 » آذارى و فراشى باد بهارى ساحت اين گلستان بىخزان غيرتافزاى باغ جنان و رشك فرماى بهشت جاويدان گرديد ، اورنگآراى سرير گردون مصير سلطنت و تاجدارى ديگرباره بر تخت فيروز بخت سلطنت پايدار قرار گرفته در آن جشن نوروزى آيين جهانافروزى را تازه گردانيد و بر اطراف و جوانب آن مجلس خلدنشان ، امرا و وزرا و اركان دولت و اعيان حضرت و سران و سركردگان عساكر نصرتنشان و ساير مقرّبان عتبهء و الا و
هامش
( 1 ) . ب : « به » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : جهان .
( 3 ) . الف ، ب : شنبه .
( 4 ) . ذيل عالمآرا ، ص 10 : « روز سه شنبه بيست و چهارم شهر رجب هشت ساعت از روز گذشته » .
( 5 ) . الف ، ب : اشتغال .
( 6 ) . الف ، ب : سيمبر .
( 7 ) . الف ، ب : « در كف » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : « آگاه » ندارد .
( 9 ) . ب : ابرابر .